
تبیین کیفیت جعل و صدور موجودات
تحلیل نسبت وجود، ماهیت و تقیدات در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت در نظام هستی میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا در باب اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت آغاز میشود و چگونگی صدور کثیر از واحد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با نقد دیدگاههای برخی حکما که وجود عالم را امری بالعرض و مجازی میدانند، به تبیین تفاوت میان وجود استقلالی و وجود تبعی پرداخته و بر این نکته تأکید میکنند که تقیدات و تعینات خارجی، منافاتی با بساطت وجود ندارند. در ادامه، ایشان به اهمیت برهان یقینی و کشف صحیح در فهم حقایق اشاره کرده و نسبت به خطرات تکیه بر ظنون و تخیلات در مبانی اعتقادی هشدار میدهند. در نهایت، ضرورت دستیابی به یقین در معارف دینی و چالشهای فهم دقیق کلام معصوم از طریق خبر واحد، بهعنوان محور اصلی برای پرهیز از اختلافات فکری تبیین میشود.
تبیین کیفیت جعل و صدور موجودات
5اما بهدنبال این مطلب یک حاشیهای هم در اینجا نظیر این قضیه مرحوم حکیم نوری دارد. ایشان هم میفرمایند: چه اشکالی دارد که ما وجود عالم را هم وجود بالعرض بدانیم؟! خود مرحوم آخوند قائل به وجود استقلالی برای وجود عالم بودند اما از آن جایی که ماهیت مجعول بالعرض است، آن وجود ماهیت را ـ وجود للماهیه نه وجود الماهیه ـ مجعول بالعرض میدانستند؛ یعنی وجودی که بر ماهیت حمل شده است آن وجود، وجود خارجی است. آن ماهیت موجوده بهواسطۀ وجودش وجود بالعرض و بالاتفاق است.
مرحوم حکیم ملاعلی نوری خواسته مطلب را یکقدری بالاتر و در رتبۀ أعلیٰ از مسئلۀ مرحوم آخوند قرار بدهد؛ ایشان میفرماید: وجود اختصاص به ذات احدیت دارد و بقیه همه مرخص هستند. آن وجودی که مربوط به پروردگار است همان وجودی است که آن وجود، وجود بسیط است و اما آنچه را که ما در خارج میبینیم آنها موجود نیستند، ظلال وجود هستند؛ ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾1 پس وجود در واقع برای اوست اینها آثار آن وجود است ظلال آن وجود است و سایۀ آن وجود است پس حتی وجود خود عالم هم مانند مبنای مرحوم آخوند در ماهیت، آن وجود هم وجود بالمجاز است. چطور بر مبنای مرحوم آخوند آنچه که حقیقت دارد و اصالت دارد وجودات خارجی است، ماهیت این وجودات ماهیت مجازی است و ماهیت حقیقی نیست و اگر ما اطلاق وجود بر این ماهیات بکنیم این اطلاق بهواسطۀ وجود آنهاست اما اگر وجود را از آنها بگیریم دیگر نه دیری میماند و نه دیّاری.
همین مسئله را مرحوم نوری به وجودات عالم و به حقایق عالم اتصاف میفرمایند؛ میفرمایند که آنچه که تشخصبردار است و آنچه که حقیقت بر او منطبق است عبارت از وجود حق است و آنچه که ما در خارج مشاهده میکنیم و مقید به قید و معنون به عنوان و محدود و محدد به حدود است آن عبارت از ظلال برای آن وجود است و سایه برای آن وجود است. به عبارت دیگر اینطور میشود مثال بزنم؛ دیدهاید در بعضی از این سیمهای برق وقتی که فشارش و ولتاژش بالا میرود یک محدودۀ مغناطیسی در دور این سِلک و در دور این سیم قرار دارد آن محدودۀ مغناطیسی عبارت از کیفیت انتشار همان ذرات الکتریسیته است که بر این جریان سیم، حامل آن ذرات هستند که از آن تعبیر به طیف مغناطیسی برق میشود. آن طیف مغناطیسی آثار آن طیفی است که الآن در این سِلک جریان دارد. در واقع آنچه که هست آن طیف نیست بلکه آن طیف برای آن جریان متناوبی که الآن در این سلک وجود دارد جنبۀ تبعی دارد و در این خط الآن وجود دارد. آن فرکانسی که الآن در این سِلک وجود دارد آن طیف مغناطیسی بهدنبال اوست.
- . سوره نور (24) آیه 39. الله شناسى، ج 2، ص 18:
«[و کسانى که کافر شدهاند] اعمالشان همچون آبنما و سرابى مىباشد که در زمین هموارى قرار دارد بهطورىکه شخص تشنه کام آن را آب گمان مىنماید.»
- . سوره نور (24) آیه 39. الله شناسى، ج 2، ص 18:
