
چالشهای نظریه علیت در بحث ماهیت و وجود
تحلیل جعل بسیط و مرکب در تبیین تأثیر علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی چالشهای نظریه علیت در ارتباط با ماهیت و وجود میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که جعل و اراده الهی به کدامیک از سه امرِ ماهیت، وجود یا اتصاف ماهیت به وجود تعلق میگیرد. ایشان با تبیین دیدگاههای مختلف در باب اصالت ماهیت و اصالت وجود، اشکالات وارد بر هر یک از این رویکردها را بررسی کرده و به نقد استدلالهای قائلین به عدم علیت میپردازند. در ادامه، تفاوت دقیق میان جعل بسیط و جعل مرکب به عنوان کلید حل این معما مطرح میشود تا مشخص گردد چگونه نفی علیت در قضیه سالبه، مستلزم محذورات عقلی نیست. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب نسبت میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه صحیح علیت در نظام هستی تبیین شود.
چالشهای نظریه علیت در بحث ماهیت و وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی چالشهای نظریه علیت در ارتباط با ماهیت و وجود میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که جعل و اراده الهی به کدامیک از سه امرِ ماهیت، وجود یا اتصاف ماهیت به وجود تعلق میگیرد. ایشان با تبیین دیدگاههای مختلف در باب اصالت ماهیت و اصالت وجود، اشکالات وارد بر هر یک از این رویکردها را بررسی کرده و به نقد استدلالهای قائلین به عدم علیت میپردازند. در ادامه، تفاوت دقیق میان جعل بسیط و جعل مرکب به عنوان کلید حل این معما مطرح میشود تا مشخص گردد چگونه نفی علیت در قضیه سالبه، مستلزم محذورات عقلی نیست. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب نسبت میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه صحیح علیت در نظام هستی تبیین شود.
چالشهای نظریه علیت در بحث ماهیت و وجود
13حالا جعل میخواهد به این ماهیت بخورد. نقل کلام در همین ماهیت میکنیم ـ اتصاف این ماهیت به وجود ـ آیا نفس این ماهیت موجود هست یا نه؟! باز نقل کلام در آن میکنیم و در جعلهای إلی نهایة به ماهیتهای ما لا نهایة که تمام آن ماهیتهای ما لا نهایة عبارت از اتصاف بین وجود و ماهیت است، تسلسل لازم میآید. اینهم اشکال دیگر بود. البته همۀ اینها جواب دارد! جوابش این است که حتی اگر تسلسل هم باشد تسلسل عقلی و ذهنی است و در تسلسل ذهنی اشکال لازم نمیآید. اشکال در آن جایی است که تسلسل خارجی باشد!
على أنَّ الاتصافَ أیضاً ماهیةٌ فَیعودُ السؤالُ بأنَّ أثرَ الجاعل نفسُ الاتصافِ أو وجودُه أو الاتصافُ بِالاتصافِ بِالوجودِ و کذا الکلامُ فی الاتصافِ بالاتصافِ حتى یتَسلسل الأمرُ إلى لا نَهایة.
[بنا بر اینکه اتصاف هم ماهیتی است] سؤال برمیگردد؛ اثر جاعل نفس اتصاف است یا وجود آن اتصاف است یا اتصاف به اتصاف وجود است؟! کدامیک از این دو اثر جاعل است؟! میگوییم که خود اتصاف نمیشود باشد که ماهیت است، وجود هم نمیشود باشد. اتصاف به اتصاف به وجود، اثر جاعل است! خب وقتی که اینطور باشد تسلسل إلی ما نهایة در اینجا لازم میآید.
... رفتم بحار الأنوار را آوردم و نگاه کردم دیدم اصلاً این روایت این معنا را نمیدهد. اصلاً روایت این است: «إنفر لما أمرتک بها، فانی أمرتُها بأشیاءَ أمرها جبرئیل»1 من یک حرفهایی به او زدم که آن حرفها را جبرئیل گفته است.
تلمیذ: یک چیزهایی را دارد نقل میکند که خود حضرت آن مطلب را گفتهاند.
استاد: خود حضرت گفتهاند!
تلمیذ: اهمیت نفس موضوع است!
استاد: بله، یعنی میخواهم بگویم که چه تفصیلی در اینجا میخواهد استفاده بشود! حضرت میگوید که من یک اوامری به او گفتم، تو برو و به این [اوامر] که به او گفتم، اطاعت کن!
تلمیذ: خدای بی علی جسمی است بی روح!
- . بحار الأنوار، ج 22، ص 484.
