
تحلیل علیت در ماهیت و وجود
بررسی ضرورت بالغیر و ضرورت لاحق در جعل الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی چالشهای نظریه علیت در مسائل ماهیت، وجود و اتصاف میپردازد. بحث با بررسی اشکال مشهور مبنی بر محال بودن تأثیر علیت در ماهیت آغاز میشود؛ اشکالی که معتقد است تأثیر علت در ماهیت، مستلزم سلب شیء از خود و در نتیجه محال است. استاد با تبیین دقیق دیدگاه صدرالمتألهین، میان دو نوع ضرورت تمایز قائل میشود: ضرورت بالغیر که متقدم بر وجود شیء و ناشی از علت است، و ضرورت لاحق که پس از تحقق موضوع و به شرط محمول حاصل میشود. در ادامه، تفاوت جعل بسیط و جعل مرکب تشریح شده و تبیین میشود که چگونه جعل بسیط، ذات و ذاتیات را همزمان محقق میکند. این مباحث در نهایت به تبیین دقیق جایگاه ماهیت مبهمه و نحوه تعلق جعل به وجود و ماهیت میانجامد تا روشن شود که چگونه با تحقق خارجی موضوع، ذاتیات به ضرورت لاحق بر آن حمل میشوند.
تحلیل علیت در ماهیت و وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی چالشهای نظریه علیت در مسائل ماهیت، وجود و اتصاف میپردازد. بحث با بررسی اشکال مشهور مبنی بر محال بودن تأثیر علیت در ماهیت آغاز میشود؛ اشکالی که معتقد است تأثیر علت در ماهیت، مستلزم سلب شیء از خود و در نتیجه محال است. استاد با تبیین دقیق دیدگاه صدرالمتألهین، میان دو نوع ضرورت تمایز قائل میشود: ضرورت بالغیر که متقدم بر وجود شیء و ناشی از علت است، و ضرورت لاحق که پس از تحقق موضوع و به شرط محمول حاصل میشود. در ادامه، تفاوت جعل بسیط و جعل مرکب تشریح شده و تبیین میشود که چگونه جعل بسیط، ذات و ذاتیات را همزمان محقق میکند. این مباحث در نهایت به تبیین دقیق جایگاه ماهیت مبهمه و نحوه تعلق جعل به وجود و ماهیت میانجامد تا روشن شود که چگونه با تحقق خارجی موضوع، ذاتیات به ضرورت لاحق بر آن حمل میشوند.
تحلیل علیت در ماهیت و وجود
13أمّا قبلَ فرضِ الإنسانِ نفسِه فَیُمکنُ أن یجعلَ المؤثرُ نفسَ الإنسانِ و لکَ أن تَقولَ یجبُ نفسُ الإنسان و أردت به الوجوب السابق.
اما قبل از اینکه ما خود انسان را تصور کنیم ممکن است اینکه مؤثر خود انسان را جعل کند، قبل از اینکه ما فرض کنیم انسانی در خارج هست جعل میآید و جعل انسان میکند که این جعل بسیط میشود.
شما میتوانید اینطور بگویید که نفس انسان ضرورت دارد و وجوب دارد و مقصود شما از این وجوب، وجوب سابق و وجوب بالغیر باشد. این وجوب سابق و وجوب بالغیر با علت میآید و با علت هم میرود، با علت میآید و با عدم علت میرود. وقتی که علت میخواهد امری را در خارج محقق کند معنایش این است که وجوب سابق را با خودش آورده است، این تأثیرگذاری علت در آن ماهیت یعنی ضرورت بالغیر؛ یعنی وجوب بالغیر؛ واجب بالغیر میشود و دفعةًما در خارج هم محقق میشود. این تا وقتی هست که علت هست و این وجوب قائم به علت است و این ضرورت قائم به علت است. با ازبین رفتن علت موجبه که همان علت مبقیه است، آنهم منتفی میشود پس آن ضرورت بالغیر هم ازبین میرود. ضرورت بالغیر تا وقتی است [آن ماهیت هم هست]. البته نه در افاعیل خارجیه، در آن مواردی که افعال به آن جاعل اول و به مبدأ أعلیٰ و علت اولیٰ مستند است که در وجود و بقاء، هم در حدوث و هم در بقاء همۀ این ممکنات متدلّی به آن ذات هستند.
بنابراین با علت محدثه آن ضرورت بالغیر میآید و با عدم آن علت، آن ضرورت بالغیر هم ازبین میرود. لذا امام رضا علیهالسّلام به صورت اسد در پرده و سِتار اشاره میکند، اسد خارجی محقق میشود، این ضرورت بالغیر است! یعنی آن اراده و مشیت وَلوَی میآید آن جنبۀ تأثیریت که عبارت از ضرورت بالغیر است ـ بالغیر یعنی به آن اراده ـ را در خارج ایجاد میکند و آن ضرورت بالغیر موجب تحقق خارجی اسد میشود. حالا این اسد در خارج هست تا وقتی که امام علیهالسّلام اراده دارد. امام علیهالسّلام اراده را سلب میکند، وقتی آن اراده به آن امر خارجی سلب شد آن وجوب بالغیر هم ازبین میرود و عدم میشود.
