
تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه
تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوتهای میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاههای حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق میگیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیقتر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم میکند.
تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوتهای میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاههای حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق میگیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیقتر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم میکند.
تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه
11استاد: اینکه بحثش قبلاً گذشت و حالا إنشاءالله بعداً هم خواهد آمد.
فأثرُ الجاعلِ فی الإنسانِ مثلاً هو مصداقُ قولِنا الإنسانُ موجودٌ و لیسَ أثرُه بِالذاتِ ماهیةَ الإنسانِ وحدَها و لا وجودَه وحده.
خب شما برای ما یک مثالی بزن که این قضیه روشن بشود. میفرماید که اثر جاعل در انسان مصداق قول ما الإنسانُ موجودٌ یعنی آن مصداق خارجی، اثر جاعل همین است که شما دارید میبینید؛ همین زید، عمرو، غنم و بقر اینها اثرات جاعل هستند.
حالا این اثر جاعل که ما داریم میبینیم این اثر خارجی است مثلاً همان مصداق خارجی وجود انسانی است که در خارج مشاهد ماست. اثر آن جاعل اثر بالذات ماهیت انسان نیست بهتنهایی و وجود او هم نیست بهتنهایی!
تلمیذ: اینها واقعاً اگر این امر را امر بسیط میدانند چرا در مقام تحلیل قائل به کثرت میشوند؟
استاد: بالأخره عقل تحلیل میکند. مگر مرحوم حاجی در بحث تحلیل انضمامی و ترکیبی ندارند؟!
تلمیذ: اگر ما قائل بشویم که اینها منظورشان...
استاد: ایشان هم میگویند که عقل تحلیل میکند. اینها میگویند که این اثر، اثرش بسیط است ولی این اثر را عقل میآید تحلیل میکند. اثر آن جاعل در خارج یک امر بسیط است و عبارت از یک محسوس و مشاهد ما که ماده و صورتش دلالت بر ترکیب نمیکند؛ ماده و صورتش هردو یک واحد خارجی است. ما میآییم ماده را با صورت تفکیک میکنیم ماده را جنس و صورت را فصل مینامیم. به این حیوان میگوییم و به آن ناطق میگوییم ما میآییم تحلیل میکنیم اما در خارج تمام مجعولات، مجعولات بسیط هستند؛ یعنی غنم بسیط است، انسان بسیط است، جمادات بسیط هستند و حیوانات همه بسیط هستند.
تلمیذ: پس دراینصورت اینها باید هم قائل بر اعتباریت ماهیت و هم اعتباریت وجود باشند!
استاد: بله. اینها همین را میگویند. هردو اعتبار هستند.
تلمیذ: اصالت بر همان اتصاف است؟!
استاد: اصالت فقط اتصاف است. لذا اینها میگویند: لَیسَ فى الدّارِ غَیرُهُ دَیّار؛ فقط آنچه که هست ظلال او هستند. ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾1 حالا این بحثش برای بعد إنشاءالله.
- . سوره نور (٢٤) آیه ٣٩. امام شناسی، ج ١٨، ص ٣١٧:
«مانند سرابی است در زمین هموار که شخص تشنه آن را آب پندارد.»
- . سوره نور (٢٤) آیه ٣٩. امام شناسی، ج ١٨، ص ٣١٧:
