اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت

14٬043
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت‌های میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاه‌های حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیق‌تر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم می‌کند.

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت‌های میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاه‌های حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیق‌تر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

14
  • استاد: کدام حیات؟

  • تلمیذ: یعنی مراد از این ماء حیات است.

  • استاد: عرض می‌کنم به‌عنوان استعاره والاّ عرض من این بود که آن مسئلۀ مشاهده و شهود امر حقیقی بوده و امر حقیقی است. امر حقیقی با استعاره فرق می‌کند. در استعاره دست انسان باز است و به مجرد عنایتی می‌تواند استفاده بکند.

  • تلمیذ: تجویز نشده؟!

  • استاد: نه! جواب: بله؟

  • تلمیذ: پس در اینجا به تفاسیری که می‌توانیم اعتماد کنیم باید تفاسیری باشد بر مبنای ظواهر قرآن یااینکه مؤید به کشف و شهودهای واقعی باشد. مرتبط با نفس‌الأمر باشد و مرتبط با هواهای شیطانی و اینها نباشد.

  • استاد: بله همین‌طور است و خیلی از اینها را که می‌نویسند تخیلات است! براساس تخیلش تفسیر از آیه می‌کند. ﴿وَجَعَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ سَقۡفٗا مَّحۡفُوظٗا﴾1 را حمل به لایۀ اوزون می‌کند! لابد حالا چون لایۀ اوزون پاره شده پس ﴿سَقۡفٗا مَّحۡفُوظٗا﴾ ازبین رفت! یااینکه از جن تفسیر به میکروب می‌آورند و به جن می‌گویند که میکروب است. می‌گویند: مجنون کسی است که مصروع است! و نظیر این تفاسیری که این امروزی‌ها معانی آیات را حمل بر همین استفاده‌های ظاهری تجربی می‌کنند و تجربه هم دائماً دستخوش تغییروتحول است.

  • تلمیذ: خب اینها بله، اما مثلاً خود محی‌الدین در فتوحات چطور؟

  • استاد: نه، اگر مبتنی بر کشف باشد.

  • تلمیذ: پس تفاسیر امثال اوحدی و کاشانی ذوقی است؟!

  • استاد: بله، اینها را باید ببینیم در چه حدی بودند. البته ممکن است استفاده‌های صحیحی هم کرده باشند حالا از روایات یا از حالاتشان، اما به صرف اینکه مراد این است، نه، باید به‌دنبال دلیل بگردیم. مگر امام بگوید یااینکه قطع داشته باشیم شخص در مرتبه‌ای هست که بتواند بواطن قرآن را ادراک کند.

  • تلمیذ: یا مثلاً آن دو مرتبه شعر حافظ را که مرحوم علامه در روح مجرد آوردند، این بستگی به خود حالات شخص هم هست که ادراکاتش هرچه بالاتر می‌رود...

  • استاد: بله، درست است.

  • تلمیذ: یک بحثی بود آقا جوادی کرده بودند. در این آیه قرآن که خداوند در سورۀ انفال می‌فرمایند: ﴿إِذۡ يُرِيكُمُوهُمۡ إِذِ ٱلۡتَقَيۡتُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِكُمۡ قَلِيلٗا وَيُقَلِّلُكُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِهِمۡ لِيَقۡضِيَ ٱللَهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗا وَإِلَى ٱللَهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾.2

    1. . سوره انبیاء (21) آیه 32. افق وحی، ص 415:
      «ما آسمان را سقفی محفوظ و کنترل‌شده قرار داده‌ایم.»
    2. . سوره انفال (8) آیه 44.
      ترجمه: «و (یاد آر) زمانى که خدا دشمنان را هنگامى که مقابل شدید در چشم شما کم نمودار کرد (تا از آنها نیندیشید) و شما را نیز در چشم دشمن کم نمود (تا تجهیز کامل نکنند) تا خداوند آن را که در قضاى حتمى خود مقدر نموده (یعنى غلبۀ اسلام) اجرا فرماید، و به سوى اوست بازگشت امور.» (محقق)
/ 613