
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
11ما بیش از دو سال قبل به اتفاق اهلبیت و همین بندهزادگان مشرف شدیم و در وسط تابستان افتاد و گرمای عجیبی بود، عجیب گرمایی بود! و آن مسئول هم خدا إنشاءالله خیرش بدهد! روی همان حساب خودش یک نحوهای ترتیب داده بود که در اوقات مخصوصه در هر مکانی باشیم حالا ما دنبال این حرف نبودیم و از شلوغی فرار میکردیم! ما مخصوصه نمیخواهیم و میخواهیم خلوت باشد! این رفتن را طوری قرار داده بود که شب چهارشنبه را نجف باشیم و مثلاً مسجد سهله را ادراک کنیم و شب جمعه را کربلا باشیم لذا هر جا میرفتیم غلغله بود!! مسجد سهله جای سوزن انداختن نبود، جداً میگویم! اصلاً همدیگر را گم کردیم. بیرون و داخل این مسجد به این بزرگی نمیشد سوزن بیندازی! از تمام عراق میآمدند! خارجی نه، همه داخلی بودند و خارجی کسی نبود. شب زیارتی سیدالشهداء علیهالسّلام در شب جمعه هم همینطور بود و آنهم خیلی شلوغ بود!
شبهای پنجشنبه را به بیتوته در مسجد سهله میگذراندند و در حرم امیرالمؤمنین علیهالسّلام اوقات خاص برای زیارت خودشان داشتند و در ارتباط با آقا شیخ عباس قوچانی هیچ ابائی نداشتند و از آنجایی که یک طلبۀ بحاث و بسیار زرنگ و اصلاً اول مستشکل درس آقای شاهرودی و آقای خوئی و آقای حلّی بودند، کسی نمیتوانست به ایشان ایراد وارد بکند! ابداً گوششان بدهکار حرف و نقل و اینها نبود و هرچه دلتان بخواهد همینها به ایشان گفتند! یک مرتبه من از ایشان شنیدم که در لفافه گفتند که من قصد داشتم که در بعضی از نوشتهجاتم آنچه را که دیدم بنویسم، جلوی مرا گرفتند!
خلاصه ایشان با این نحو و با این وضع [عمل] کردند و همین مشی و مرام ایشان را به آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ رساند؛ یعنی چون ایشان در این نحوه فکر و ممشا بودند به آقای حداد رسیدند و توانستند آن گوهر مقصود را از ایشان به چنگ و دست آورند. لذا تمام سعی ایشان در دوران حیات در تربیت افراد بر این بود که رفقای ایشان و آن افرادی که با ایشان در تماس هستند، آنها هم به دور از این مسائل و آن مسائل و فلان [باشند] چون میدانستند که تمام اینها کشک است! در روز قیامت تمام اینها هشتشان گرو هجده خودشان است! ایشان این را باور کرده بودند و دیگر کسی نمیتوانست این باور را از ایشان بگیرد! میخواستند که این باور را به شاگردانشان هم القاء کنند یعنی این باور و عقیده که فقط آنچه را که حق است همین مسیر اهلبیت علیهمالسّلام است و سایر مسائل تمام اینها اعتبارات و تعینات و مسائل مختلف است، همه همینطور است.
