
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
2تلمیذ: وقتش قبل از اذان مغرب است؟
استاد: بعد از اذان مغرب. امشب هم دارد و خیلی مهم هم هست.
تلمیذ: چه دلیلی داشت که کسی آقای قاضی را در این دهۀ سوم پیدا نمیکرد؟ مثلاً کجا میرفتند و چهکار میکردند و چه وضعی داشتند؟
توصیۀ به پوشیدن لباس سفید هنگام انجام اعمال عبادی
استاد: نمیدانم!
پیغمبر هم همینطور بودند و هیچ شبی از دهۀ سوم را نمیخوابیدند. چه خوب است که انسان در یک لباس سفیدی باشد و اعمال و کارهایش را [انجام بدهد]، فقط آن را برای نماز بگذارد یعنی در موقع نماز همۀ لباسهایش را دربیاورد و آن را بپوشد.
تلمیذ: در کل سال یا در همین ایام؟
استاد: نه در کل سال و بهخصوص ماه رمضان!
ایشان گفتند که بعد از تحصیلاتشان قصد عمامه نداشتیم، میفرمودند: به اتفاق مرحوم آقا میرزا محمد طهرانی به مشهد رفتیم. آقا میرزا محمد طهرانی دایی پدر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بود، دایی جد ما بود. همان کسی که مستدرک البحار را نوشت و در سامرا هم بود. [ایشان گفتند]: به اتفاق ایشان به مشهد رفتیم و در مشهد یکدفعه نیت عمامهگذاری بر ما پیدا شد. به اتفاق آقا میرزا محمد طهرانی به حرم امام رضا علیهالسّلام رفتیم و او عمامه بر سر ما گذاشت و بعد ما به طهران آمدیم، تا چشم پدرمان به ما افتاد گفت: چطور غیرمترقبه [عمامه گذاشتید] میخواستیم کاری بکنیم و برای عمامهگذاری یک جشن و مجلسی [بگیریم]! مرحوم آقا فرمودند: آنجا دیگر به دل ما آمد که عمامه بگذاریم! خیلی ایشان روی عمامهگذاری تأکید داشتند، این عمل ناشی از ...
مطابقت طرز فکر مرحوم علامه طهرانی با طرز فکر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
طرز فکر افراد درخصوص تلبس به لباس رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم
همین امشب داشتم به مطالب ایشان فکر میکردم و کارهایی که انجام میدادند و یک مقایسهای با کارهای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم میکردم و میدیدم که اصلاً طرز فکر ایشان همان نحوه و طرز فکر بوده است! افراد دیگر نحوۀ تفکرشان نسبت به لباس رسول خدا و تعمم یک نحوه تفکر تخصصی است؛ یعنی از باب اینکه بالأخره عالم دینی بهعنوان علامت و نشانه باید لباس رسول خدا را بپوشد و بعضیها هم معتقدند بر اینکه بدون لباس بهتر میشود تبلیغ کرد. افرادی بودند که حتی مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در زمان حیاتشان به آنها تأکید هم کرده بودند و من میدیدم آنها استنکاف میکنند. میگفتم: خب چرا استنکاف میکنید؟! میگفتند: ما این نحوه بهتر میتوانیم تبلیغ کنیم و در مجامع علمی اظهار وجود کنیم. من گفتم: این اظهار وجود و اظهار علم و اقدام بر تبلیغ دین برای کیست؟ برای خداست یا برای خود است؟! اگر برای خداست خب خدا میگوید: من میخواهم شما به این نحوه تبلیغ کنید و من نمیخواهم به آن نحوۀ دیگر [تبلیغ کنید] و الآن زبان او از دریچۀ این ولی با توصحبت میکند! یا این را هم قبول ندارید؟ اگر در اینهم شک داری پس دیگر هیچ، اصلاً مسئله در یک مسیر دیگر قرار میگیرد. ولی اگر نه، قبول دارید که این ولی است و کلامش هم حق است و نسبت به شما صلاح را میخواهد و این مطالب را هم که شما قبول دارید یعنی با فرض این مسئله بنابراین دیگر معنای تعلل چیست؟! برای چه تعلل [میکنید]؟! دیگر جوابی نبود. یک وقتی میگوییم: نه، برای خود این کار را انجام میدهیم و برای آن مدرکات خودمان و براساس اهویه و مشتهیات خود برنامۀ زندگی و تبلیغی و کاری خودمان را انجام میدهیم، آن مطلبی دیگر است.
