
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
3نسبت به این مسئله هم تفکر افراد یک تفکر تخصصی است یعنی از باب اینکه کسی که در این علوم دینی حرکت میکند و راه میرود، خب مقتضای این علوم دینی این است که عمامه بگذارد و مناسبت با علوم دینی تعمم است اما اینکه این تعمم و عمامه بهعنوان یک اصل و لباسی که بهواسطۀ آن لباس تأسی به رسول الله و ائمه علیهمالسّلام در وجود انسان محقق میشود، با این نظر به این عمامهگذاری نگاه نمیشود.
تأکید بر داشتن عمامه در هنگام نماز
پیامبر اکرم در یک عبارتی که مضمونش این است فرمودند: «العَمائِمُ تیجانُ العَرَبِ فَإذا وَضَعوا العَمائِمَ وَضَعَ الله عِزَّهُمْ».1 به این عبارت است حالا پیدا کنید ولی در کجا هست نمیدانم و ظاهراً احمد امین هم در ظهر الإسلام این را آورده است. اینهمه تأکیدی راجع به نماز شده است که نماز باید با عمامه باشد.
عدم استحباب گذاشتن عمامۀ سیاه
اتفاقاً عمامهای که در زمان رسول خدا مصطلح بود، عمامۀ سودا نبود بلکه عمامۀ صفراء یا خضراء یا بیضاء بود یعنی همین عمامهها بود و بعد در زمان بنیعباس این عمامه بهعنوان شعار بنیعباس بود که لباس سیاه میپوشیدند، از زمان مأمون به بعد [اینطور بود] خود مأمون یک لباس سیاه میپوشید یعنی قبای او قبای سیاه بود و عمامۀ سیاه هم بر سر میگذاشت و بهخاطر امتیازش با سایر عمائم، عمامه را سیاه کردند و مصطلح شد و فقط عمامۀ سیاه کراهت ندارد ولی مستحب نیست! یعنی عمامۀ سیاه هیچ استحبابی ندارد و چه خوب است که اصلاً عمامه، عمامۀ سفید باشد یا در نماز که حتماً عمامه را سفید یا زرد یا سبز [میگذارند] البته سبز برای سادات است چون شعار است و خب این مسئله نباید خلط بشود و من ندیدم که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هیچوقت در نماز عمامۀ سیاه سرشان بوده باشد مگر در مسجد! ولی در منزل عمامهشان عمامۀ سبز بود و یااینکه عمامۀ سفید هم داشتند که البته از مرحوم آقای انصاری به ایشان رسیده بود یا زرد بود که آن را گاهی میگذاشتند اما عمامهشان همیشه بهطور معمول همان عمامۀ سبز بود و به دوستان و شاگردانشان هم توصیه میکردند که ولو شده در موقع نماز یک دستمال هم ببندند که نماز با عمامه باشد و آنها هم همین کار را انجام میدادند.
- . مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۱۱۹. امام شناسى، ج 9، ص 285:
«عمامهها، تاجهاى عرب مىباشند، و بنابراین هر وقت آنها را کنار بگذارند، عزّت خود را کنار زدهاند»
- . مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۱۱۹. امام شناسى، ج 9، ص 285:
