اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی

تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید می‌ورزند. ایشان با نقد آسیب‌های رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرت‌گرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین می‌کنند که چگونه برخی جریان‌ها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفته‌اند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهل‌بیت مورد بررسی قرار می‌گیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان می‌یابد.

سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی

4
  • آنچه که در حیات مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خیلی برایم محسوس و ملموس بود این بود که ایشان کأنّ مطالبی را که می‌فرمودند، همان نحوه نزول قضایا و مسائل بود که بر پیغمبر اکرم و معصومین علیهم‌السّلام آن نحوه نازل می‌شد و بعد از افعال و اقوال و کردار آنها نسبت به قضیه ابلاغ می‌شد؛ یعنی یک روح وحی و یک تنازل مقام اراده و مشیت حق در نفس معصوم هست و من همان نحوه را در نفس ایشان می‌دیدم که جریان و سریان داشت و این شاخصۀ بین کیفیت دو طرز تفکر بود که یکی آن تفکر را یک نوع تفکر تخصصی و فنی و چه‌بسا در بعضی از موارد هم نشد، نشد و در بعضی موارد هم انجام نشد مسئلۀ مهمی نیست و مهم این است که فقط انسان به‌عنوان نشانه باشد[می‌دانستند]!

  • من خودم شنیدم که شخصی می‌گفت: یکی از آقایان معروف داشت پسرش را نصیحت می‌کرد و می‌گفت: پسر جان در سلک روحانیت بیا چون هیچ نانی راحت‌تر از نان روحانیت گیر انسان نمی‌آید! البته برای خودش همین‌طور بوده است! به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ کسی که در یک خط عروه شش‌تا غلط اعرابی داشت و خدا می‌داند که با استمساک به وکالت و ارتباط با بیوت و اینها چه مسائلی داشت! او راست می‌گفت و نسبت به خودش محق بود به‌خاطر اینکه واقعاً شاید هیچ نانی برای او راحت‌تر از این نبود!!

  • این یک طرز تفکر بود. یعنی شما ببینید واقعاً جامعه‌ای که خود را به‌عنوان رواد و قائدین آن مشی و مرام رسول الله و ائمه علیهم‌السّلام با مردم روبرو می‌شود و تقابل پیدا می‌کند چه طرز تفکری دارد! و این طرز تفکر اختصاص به او ندارد، بقیه هم همین‌طور هستند! من مجلس ایشان رفته بودم، مجلسی بود که اکثر آقایان طهران در آن مجلس شرکت می‌کردند و روزها می‌آمدند و می‌رفتند و خب تا یک کسی هم‌فکر نباشد که خانۀ کسی برود و قلیان بکشد! قلیان هم که [آماده] بود دست به دست همین‌طور می‌گشت و چهار پنج‌تا قلیان چاق می‌کردند در آنجا همین‌طوری ـ به قول آقایان ارگیله و به قول ما قلیان ـ می‌گشت و می‌نشستند و از این‌طرف و از آن‌طرف [می‌گفتند]! [می‌گفتند]: در نجف چه شده و در آنجا چه شده و در فلان‌جا چه شده است! مجالس فقط به تهمت، غیبت، مسائل خیلی روزمره و بحث راجع به روزنامه‌ها بود و اصلاً مسائل به این نحوه می‌گذشت و مطالب به این کیفیت بود! من یادم هست که یکی از همین آقایانی که در همان مجلس شرکت می‌کرد به من می‌گفت که فلانی این دارد برای ما شیر و ماست می‌آورد و خلاصه از آن گاوداری خودش ما را بهره‌مند می‌کند! [یکی دیگر می‌گفت]: آخر مرتیکه من دویست‌تا مثل این گاودار دارم تو حالا خیال کردی یکی داری [چه شده است]؟! دویست‌تا مثل این مرید [گاودار] دارم حالا تو یکی را داری! جداً می‌گویم، مسائل دارد به این حرف‌ها می‌گذرد یعنی اصلاً در طرز تفکر [آنها این مطالب بود].