
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
6یک نفر برای من صریحاً از یکی از افراد نقل میکرد که اگر اسمش را ببرم همه میشناسید. شنیده بود که گفت: چرا شما اموال ربوی را میگیرید و صرف در غذاهایتان میکنید و از وجوهات و اینها [استفاده] میکنید؟! گفته بود که آقا زن و بچه نان میخواهند! بله، خب زن و بچه نان میخواهند ولی آن نان تحصیل میشود، پس بگو بیشتر از نان میخواهم! و آدمی است که در کذا و کذا! خلاصه این یک مسئله است.
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در ارتباط با شاگردانشان این مطلب را مدّنظر قرار میدادند و آن نحوۀ تفکر ایشان با نحوۀ تفکر سایر آقایان فرق داشت! خدا رحمت کند عموی ما مرحوم آقا سید مهدی لاله زاری میرفت:
آقا سید محمدحسین بهدرد یک عده افراد بیجلوپلاس میخورد و نمیتواند با بازاریها کنار بیاید! آدم باید بتواند مشکل مردم را حل کند، آقا سید محمدحسین بهدرد اینها نمیخورد!
و ما میبینیم بودند بعضی از افراد که همه به رحمت خدا رفتند و من شنیدهام که شاید هشتاد درصدشان دیگر فوت کردهاند. یک شب به مسجد قائم رفتیم و اصلاً از آن افرادی که سابق میآمدند ندیدیم، کناری نماز خودمان را خواندیم. یکی دوتا بودند و اینها هم از افراد معتنابه و موجه نبودند! بعضی از اینها افراد خیلی ثروتمندی بودند؛ یکی از این افراد شخصی بود که گاوداری داشت و خیلی هم دِه و فلان داشت. ایشان از اول که پیش مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آمد، مرحوم آقا طور دیگری با او صحبت میکرد که آقا مدام اطرافت را خلوت و کم کن.
قضیۀ بخشیدن یک دِه به مرحوم علامه طهرانی!
یک مرتبه یادم هست که در زمان سابق و زمان شاه به مشهد مشرف شده بودیم و ایشان هم بود. در مجلسی یک دِه را که در امینآباد ورامین بود به آقا بخشید! الآن اگر بخواهیم قیمتی برای آن بگذاریم شاید قیمتش حدود پنج میلیارد بشود یا بیشتر! مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به او فرمودند: آخر من ده میخواهم چهکار کنم که ده به من میبخشید؟! قبول داریم شما این را از طرف من بفروش و این مردمی که در دولتآباد و جنوب طهران خانههایی ساختهاند و در گرو بانک است، برو تا آن اندازهای که میتوانی آن منازل را از گرو بانک دربیاور! البته این شخص هم آمد اقدام بکند ولی متأسفانه شنیدم که فرزندانش باهم مجتمع کردند و او را تهدید به قتل کردند! خلاصه او هم از آن صرفنظر کرد و به رحمت خدا هم رفته است.
