اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی

تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید می‌ورزند. ایشان با نقد آسیب‌های رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرت‌گرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین می‌کنند که چگونه برخی جریان‌ها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفته‌اند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهل‌بیت مورد بررسی قرار می‌گیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان می‌یابد.

سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی

7
  • ببینید چه طرز تفکری بر این شخص حکومت می‌کند؟! افراد و روحانیون دیگر را نگاه کنید، می‌گویند: آقا بروید بسازید و اقتصاد مملکت را بالا ببرید! اقتصاد مسلمین باید در دنیا سرآمد باشد! مسلمین باید از نظر اقتصاد همه را بگیرند! چرا؟! چون خمسش را به تو بدهد! برای این [مسئله این کار را] می‌کنی و کار تو برای این است! اما اگر این برود خمسش را به فلان آخوند مسجد بدهد باز همین حرف را می‌زنی؟! باز این کار را انجام می‌دهی؟!

  • متأسفانه این طرز فکری بوده است که این طرز فکر با اصل آن مبانی در تعارض بوده است اما وقتی ما در احوال ایشان نگاه می‌کنیم می‌بینیم اولین مسئله‌ای را که ایشان به‌طور قاطع در مسجد بین رفقا و غیر رفقا مطرح می‌کرد مسئلۀ حرمت معاملات ربویی و معاملات بانکی بود! و با این بیان چقدر ایشان از دوستان مسجدی خود را ازدست‌داد؛ همین افرادی که صحبتشان را کردیم، از پیش آقا رفتند چون نمی‌توانستند خودشان را وفق بدهند!

  • من یادم هست که ایشان به یکی از این افراد حتی دستور سلوکی و ذکر داد منتها آن شخص انجام نداد! ایشان گفتند: تا شما دور خودت را خلوت نکنی نمی‌توانی به این دستور عمل کنی! بعد از یک مدت شخصی آمد و گفت که او از بانک پول گرفته و می‌خواهد پانصد رأس گاو از استرالیا وارد کند! خیلی عجیب است یعنی هرکدام گاوهایی است که خیلی قیمتی بود و یک مبلغی بود که آن شخصی که شریک ایشان بود متوحشانه خدمت آقا آمده بود و گفته بود که آقا او همه چیزش می‌رود، می‌دانید چه مبلغی از بانک می‌گیرد؟! یکی از دوستانمان نقل می‌کرد که رفقا هم می‌شناسند، خلبان بود. او می‌گفت: یک مرتبه از استرالیا با یک پرواز مستقیم آمدم و محمولۀ گاو داشتم، این هواپیمای بزرگ و بزرگ‌ترین هواپیما فقط توانست هجده‌تا گاو را بار بزند! ببینید چه بود! هر گاوی وزنش شش تن بود یعنی مجموعاً سی و شش تن بود! آن وقت او می‌خواست پانصدتا از این قسم بیاورد! غیر از آنهایی که داشت! وقتی این خبر به گوش آقا رسید، مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به آن شخص گفتند: برو به ایشان بگو که از این به بعد شما را به خیر و ما را به سلامت! وقتی رفته بود و گفته بود که آقای طهرانی گفتند که دیگر شما را به خیر و ما را به سلامت یعنی دیگر مسئله بین ما تمام است. شخص هم بندۀ خدا در منزلش [بود] و تب داشت. می‌گویند: اصلاً یک فریادی کشیده بود، و البته از این معامله منصرف شده بود.