
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
تحلیل فلسفی تعلق وجود به مبدأ هستی و نفی حدوث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت میپردازد. بحث با نقد دیدگاههایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب میدانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات میشود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح میدهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره میشود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
7تلمیذ: یعنی آنها از طالب علم بهرهمند میشوند؟
استاد: بله بهرهمند میشود.
تلمیذ: کسی که رشد میکند چه اثری بر آن ماهی دریا یا آن حیوان در بیابان دارد؟
استاد: اثرش همین جهتی است که تمام عالم همه در حال پیوستگی است.
تلمیذ: همه را باهم میکشد میبرد؟
استاد: بله وقتی که یک نفر دارد حرکت میکند تمام آن افرادی که همراه با او [هستند را میبرد]. پس چه میگویند وقتی کسی بلند شود نماز شب بخواند رفقای دیگرش [هم بهرهمند میشوند]! إنشاالله شما میخوانید و ما تنبلها را هم بهرهمند میکنید. اینها را خودتان احساس نمیکنید که نصف شبها حال و نوارنیت پیدا میکنید، برای این است که آقای ... بلند شده نماز شب خوانده است. این بهخاطر ظروف مرتبطه است همین ظروف مرتبطه وقتی که در یک حیطه محدود هست در حیطۀ وسیع هم به عمق عالم وجود در آنجا باهم ارتباط دارند. درصورتیکه سنخیت باشد اگر سنخیت نباشد پرده میافتد ولی کاری انجام نمیدهد اما اگر سنخیت باشد موجود ...
تلمیذ: ماهیان یا حیوانیات دیگر چه سنخیتی با طالب علم دارند؟
استاد: روحشان دارد.
معرفت حیوانات نسبت به امام علیهالسّلام
تلمیذ: در این عالم چیزی نداریم که سنخیت نداشته باشد.
استاد: بله، سنخیت همان سنخیت نفسی است و ممکن است خیلیها نداشته باشند! معاندین و مخالفین و مغرضین سنخیت ندارند. امام باقر علیهالسّلام با چند نفر با یک عده از یک جایی عبور میکردند ظاهراً از حج برمیگشتند در حین مراجعت از حج بودند یکمرتبه یک گرگی از کوه آمد و همۀ اینهایی اطراف حضرت بودند ترسیدند و یکخرده خودشان را جمعوجور کردند. عجب آدمهای احمقی بودند واقعاً! یکخرده ترسیدند و عقب رفتند و آن گرگ آمد و گفت که ما با شما کاری نداریم بابا، رفت پیش امام باقر شروع کرد یک چیزهایی گفتن و یک صدایی درآوردن و یک زوزههایی کشید. بعد حضرت هم یک چیزی گفتند و دعایی برایش کردند. اصحاب گفتند که جریان چه بود؟ حضرت فرمودند که این گرگ نر است و آمده میگوید که مادۀ من الآن میخواهد وضع حمل بکند یا یا ابنرسولالله دعا کن ـ آنها بهتر از ما امام را میشناسد ـ دعا کن که آسان وضع حمل کند. من گفتم: بسیار خوب إنشاءالله وضع حمل میکند. گفت: بهخاطر این قضیه شما دعا کن که خدا افتراس شیعه تو را بهدست ذریۀ من قرار ندهد.1 ببینید چقدر معرفت دارند! ما میگوییم که اینها حیوان هستند و وحشی هستند و فلان! حضرت فرمودند: این دعا را هم کردیم. خلاصه در آن دنیا ﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾.2
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 4، ص 383.
- . سوره تکویر (81) آیه 5. معادشناسی، ج 6، ص 225:
«و در آن زمانى که حیوانات وحشى محشور مىشوند.»
