
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
10تلمیذ: الآن خواهر فرعون را پیدا کردند مومیایی شده است. طرفهای سنندج و آنطرفها زلزلهای آمده بود [که پیدایش کردند] البته او را خارج کردند و به پاکستان بردند حالا هم نمیدهند.
استاد: نمیدهند؟!
تلمیذ: نه، من همدان بودم اتفاقاً تلویزیون نشان داد. شاهزادهای از ایران برای 2600 سال پیش بود.
تلمیذ: ببخشید اشتباه گفتم، نمیدانم خواهر داریوش یا کورش بود. خواهر یکی از آنها است.
استاد: حالا چرا آنجا بردند؟
تلمیذ: زمان انقلاب بود. بیست سال پیش در بحبوحۀ انقلاب ایران، از ایران خارج شده است.
استاد: پس دزدیدهاند! درست است!
تلمیذ: آنوقت آن معاد جسمانی آنها اشکال ایجاد نمیشود؟ آن اشکالی که در معاد جسمانی پیش میآید اینجا پیش نمیآید؟
استاد: اصلاً اشکال به معاد جسمانی اینجا ...
تلمیذ: بین تفکیک معاد جسمانی و روحانی که میکنند میگویند که ماده و را بخواهند یکی بکنند ...
منظور از معاد جسمانی
استاد: اصلاً این قضیه فرقی نمیکند جان من! امروز روز آخر ماه است شما هم یکخرده مثل اینکه به ما بند کردهاید! در معاد جسمانی صحبت در این است که آیا در عالم قیامت جسمی برای این نفس وجود دارد یا وجود ندارد؟ اصلاً کاری به بدن دنیایی آن نداریم.
تلمیذ: عرض شد که همین بدن دنیا اینجا بیاید اگر وجود نازله باشد ...
استاد: یعنی همین مومیایی بلند میشود میآید راه میافتد؟! نه باباجان! یک مشت از خاک برمیدارند بههم میچسبانند آخر شب اول شب!!
تلمیذ: یک مشت خاک دیگر که نمیتواند باشد، باید همین خاک باشد.
استاد: خب همین خاک است، زیر این هست!
تلمیذ: نه، خاک همان خود شخص باشد.
استاد: چه کسی گفته است که خاک خود شخص باید باشد. این حرفها چیست آقا؟!
تلمیذ: آنجا اگر بخواهد همین باشد که آنجا عالم دنیا و ماده میشود ولی این ماده نیست!
استاد: اصلاً بحث معاد جسمانی به این کاری ندارد.
تلمیذ: در معاد شناسی بهطور مفصل [گفته شده است].
استاد: بله، البته در آنجا هم یک مسئلهای داریم. إنشاءالله حالا [خواهیم گفت]. در همین اسفار میآید اگر توفیق بدهد؛ شما ماندید و من هم ماندم با این بنّائیای که داریم! شما که دیگر کارت تمام شد!! آبانبار و پناهگاه را درست کردی آماده هستی! من هم بازدید کردم دیدم خیلی عالی است! خودش پناهگاه است داخلش هم پناهگاه اتمی است! یعنی اگر یک وقتی خدای نکرده مورد حملۀ اتمی واقع شدیم شما میتوانید چند نفری به آن داخل بروید! إنشاءالله در آتیه اگر خدا بخواهد [ادامه میدهیم].
