
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
11البته همین حرفی که شما میفرمایید هست منتها با یک تغییر و تبدلاتی. ببینید بحث در معاد جسمانی به این است که آیا در عالم قیامت بدنی هست یا نه؟ اما خود بدن اصلاً ارزش ندارد. الآن بدنی که در اینجا داریم اصلاً ارزش ندارد این خاک است که با یک اجزای عنصریه ترکیب شده است و تبدیل به لحم و عظم و بشره شده است. این بعد ازبین میرود و خلاصه چیز میشود. آن نفس و روح است که میماند. آن نفس و روح در هر مرتبهای مطابق با آن مرتبه لباسی را میخواهد. اگر آن نفس و روح بخواهد در این دنیا رجعت کند لباس ماده میخواهد اگر بخواهد در عالم برزخ باشد لباس بدن مثالی و برزخی میخواهد. اگر در ملکوت باشد لباس نمیخواهد بلکه صورت میخواهد. بالاتر فقط معنا میخواهد تا به حدی که فقط نور محض بشود. این بحث هست. منبابمثال حالا اگر یک چیزی از بدن یک کسی را به شما در روز قیامت بچسبانند، هیچ مشکل نیست! بالأخره تصور نشود که حالا فرض کنید این برای آن بوده است یا پای یک شخصی را بیاورند و خدا پاها را ترکیب کند! پای حسن و دم حسین را و سر زید و شکم و معدۀ عمرو را باهم مخلوط بکند! اینها فایده ندارد. آن نفس و آن روح به هرچه تعلق میگیرد آن همان است و ادلهاش هم بر این ثابت میشود.
وَ یَجیءُ أنَّ نِسبةَ الإیجادِ إلى المُؤلفِ و المُرکَّب کالبَنّاءِ لِلبیتِ و الخَیاطِ لِلثوبِ مُغالطةٌ نَشأت مِن عَدمِ الفَرقِ بَینَ ما بِالذاتِ و ما بِالعرضِ.1
خواهد آمد که نسبت ایجاد به مؤلف و مرکب مثل بنّاء و بیت و خیاط با ثوب مغالطه است و این مغالطهای است که فرقی بین ما بالذات و ما بالعرض نگذاشتهاند. آن جنبۀ بالذات که مجعولیت بالذات دارد یا مجعولیت بالعرض که ترکیب صناعی است نهاینکه ترکیب حقیقی که وحدت حقیقی باشد، آن را خلط کردند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 220 و 221.
