
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
13فَإنَّهُ إذا سَکتَ المُتکلِّمُ بَطلَ الکَلامُ و إذا سَکنَ الکاتبُ لا یَبطلُ المَکتوبُ فَوجودُ العالمِ عَنِ الباری جَلَّ مَجدُهُ کَوجودِ الکَلامِ عَنِ المُتکلمِ فالوجوداتُ العَقلیةُ و النَّفسیةُ و الآنیاتُ الرّوحیة و الجِسمیةُ کُلها کَلماتُ الله الَّتی لا تَنفدُ.
[پس اگر گوینده سکوت کند، سخن باطل میشود، ولی اگر نویسنده آرام گیرد، نوشته باطل نمیگردد] و مکتوب نیست و ما بعدی دیگر نمیماند اما خود آنچه که نوشته است، وجود دارد. وجود عالم از خداوند مانند وجود کلام از متکلم است. وجودات عقلیه، وجودات نفسیه، عقول متصل و منفصل، موجودات نفسیه، إنیّات روحیه مثل مجردات و همینطور جسمیه، وجودات و إنیّات جسمیه که مربوط به عالم ملک و شهادت هستند [همۀ آنها] کلمات الهی هستند که زائیدۀ وجود حق هستند و تمام نمیشوند.
وَ لَو کانَ بَحرُ الهَیولَى العُنصریة مِداداً لِکلماتِ ربِّه الوجودیة لَنفدَ البَحرُ قَبلَ أن تَنفدَ کَلماتُ رَبهِ و لَو جِئنا بِمثلهِ مَدداً مِن أبحرِ الهَیولیاتِ الفَلکیةِ تَثنیةً لِقولهِ تَعالىٰ: ﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾.
اگر دریای هیولای عنصریه و آنچه که در عالم عنصر هست ـ این بحر و همین ابحاری ـ که الآن در کرۀ زمین هست برای کلمات وجودیۀ پروردگار مداد باشند و کلمات وجودیۀ او را ثبت کنند و بخواهند آنچه که مجعول برای ارادۀ حق است چه در مجردات و چه در غیر مجردات ثبت کنند، آب بحر تمام میشود قبل از اینکه کلمات پروردگار به پایان برسد و وجودات خارجیه به انتها برسند. [حتی اگر بیاییم] از بحارهای هیولاهای فلکیه، یعنی غیر از آن هیولای عنصریۀ مادیه که ابحر ارض است از دریاهایی که مربوط به عالم افلاک است از آنها هم کمک بگیریم، این به تثنیه و اتکاء بر قول پروردگار است که میفرماید: ﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾.1
- . سوره لقمان (31) آیه 27. امام شناسى، ج 16ـ 17، ص 17:
«و اگر تمام درختانى که بر روى زمین هستند قلم گردند (و در دست کاتبان و نویسندگان قرار گیرند) و هفت دریاى دگر از دنباله این دریا، آن را یارى دهند (و آن دریاها مرکّب گردد و بخواهند تعداد و شمارش موجودات و کلمات خدا را بنویسند و إحصاء نمایند، نمىتوانند. چرا که) کلمات خداوند تمام شدنى نیست. و حقّاً خداوند داراى مقام عزّت و اقتدار و داراى حکمت و استوارى بىپایان است.»
- . سوره لقمان (31) آیه 27. امام شناسى، ج 16ـ 17، ص 17:
