اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثال‌های عرفی و عقلی، ثابت می‌کند که همان‌گونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظه‌به‌لحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین می‌شود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

14
  • یک روز ما بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه‌ ـ به دیدن آقای لواسانی رفتیم. با آقا سید ... بودیم دقیقاً رفته بودیم بازدیدشان را پس بدهیم. یک شخصی هم در همان‌جا بود. ایشان شروع کردند از صدق و از حقیقت حقیّت مرحوم آقا صحبت کردن. ایشان می‌گفت که من با تمام این افراد و اتقیاء که در نجف و سایر جاها برخورد داشتم، کسی را مانند پدر شما ندیدم. بااینکه می‌گفتند که آقا شیخ علی قمی را در نجف دیدیم و پشت سرش در نماز شرکت می‌کردیم. مرحوم آقا شیخ عباس مشکوری و مرحوم سید محمدحسین مشکوری اینها بودند ـ باید اسامی اینها را بشناسید ـ و ایشان فرمودند که مرحوم آسید ابوالقاسم لواسانی که وصی مرحوم سید احمد کربلایی بود ایشان را دیدیم. افراد زیادی را دیده بودند. ایشان مرحوم قاضی را دیده بود! ولی می‌گفت که کسی را به ادراک مثل پدر شما ندیدیم. بعد ایشان می‌گفت که گاه‌گاهی من برای مرحوم آقا نعلین از طهران می‌آوردم ـ این بوده که ایشان [نعلین] می‌آوردند ـ منزلشان همان نزدیک به‌اصطلاح...

  • تلمیذ: خیابان ایران است. نعلین‌فروشی همان‌جا هست.

  • استاد: بله، نزدیک منزل آقای ... است منتها ظاهراً ایشان در همان امامزاده یحیی و آنجاها هم تردد داشتند.

  • تلمیذ: منزلشان همان‌جا بود همین نعلین‌فروشی هم آنجا بود.

  • ذکر حکایتی از بوسیدن پای مرحوم علامه طهرانی توسط شخصی و عکس‌العمل ایشان

  • استاد: بله، خود آن نعلین فروشی در امامزاده یحیی را می‌شناختم و سابقاً از او نعلین می‌خریدم. ایشان می‌گفت که ما گاهی از این [نعلین فروشی] برای آقا نعلین می‌آوردیم. آقا هم می‌پوشیدند. می‌گفت که یک مرتبه برای ایشان یک نعلین آوردم و ایشان هم برای دیدن آمدند. دو نفر از آقایان طهران به اینجا آمده بودند و قبل از اینکه ایشان بیایند شروع کرده بودند خیلی از ایشان بد گفتن و خیلی مسائل و مطالب چیز گفتند و من هم هیچ چیز جوابشان را ندادم چون می‌دانستم که ایشان می‌خواهد بیاید. ایشان آمد و نشست و دیگر اینها هم هیچ چیزی نگفتند و ساکت نشسته بودند. بعد ‌گفتند که آقا من برای شما یک نعلینی آوردم و نعلین این‌طور است و دلم می‌خواهد که خودم این نعلین را پایتان کنم، خودم دلم می‌خواهد. شما پایتان را دراز کنید که می‌خواهم نعلین را پایتان کنم. ایشان گفتند که مرحوم آقا یک پا را دراز کردند و من نعلین را آوردم پا کنم پای ایشان را جلوی آن افراد بوسیدم یعنی می‌خواستم به آنها بگویم که این جواب آن حرف‌های شما نسبت به ایشان هست و می‌گفت که ایشان عجیب یک‌مرتبه منقلب شد به‌نحوی‌که اصلاً بر حال ایشان با وضع ناراحتی قلبی‌شان ترسیدیم! اصلاً به‌‌نحوی در ایشان انقلاب پیدا شد که اصلاً خیلی عجیب بود! می‌گفت که ما ترسیدیم و بعد به ایشان گفتیم که ما عذر و معذرت می‌خواهیم که خلاصه این کار را انجام دادیم ولیکن می‌خواستم مراتب اخلاص خودم را به شما بیان کنم. می‌گفت که ایشان دیگر اصلاً حالشان دست خودشان نبود بعد بلند شدند رفتند؛ یعنی یک چند دقیقه‌ای نشستند و دیگر مرحوم آقا رفتند. این خیلی عجیب است من گمان نمی‌کنم ایشان تابه‌حال دست کسی را در عمرش بوسیده باشد! این‌طور که یک شخصی از قول ایشان نقل می‌کرد شاید به این نحو بوده است. بالأخره دیگر اینها اجر دارند.