اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثال‌های عرفی و عقلی، ثابت می‌کند که همان‌گونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظه‌به‌لحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین می‌شود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

16
  • مطلب دوم که از این بالاتر است این است که ایشان در یک مرتبه‌ای از عبودیت بودند که نمی‌توانستند به خودشان اجازه بدهند که شخصی بیاید این مقدار نسبت به ایشان کرنش کند یعنی یک حریمی برای خودشان قائل بودند که نمی‌گذاشتند که این حریم پاره بشود و بشکند و این خیلی مسئلۀ مهمی است که هر شخصی این حریم را باید برای خودش حفظ کند! اگر حفظ نکند هم‌چنین خورده است که دیگر نمی‌تواند بلند شود! آن حریم عبودیت باید بماند! متأسفانه افراد می‌آیند و می‌خواهند وارد این حریم بشوند. حالا بعضی‌ها می‌آیند وارد حریم می‌شوند و بعد هم آدم را دور می‌زنند، آن دیگر خیلی عالی است! ولی نه، انسان باید برای خودش یک حریمی حفظ کند و باید آن مرتبۀ عبودیت را همیشه برای خودش محفوظ نگه دارد و نگذارد تعاریف دیگران و کیفیت ارتباط دیگران با انسان آن حریم را بشکند که اگر بشکند از آنجا مسئلۀ خسارتی برای انسان پیش می‌آید و انسان در مسیر دیگری قرار می‌گیرد.

  • علت زنده و حیّ بودن مکتب علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه

  • ایشان نسبت به این مطلب بسیار ظنین بودند و صحیحش هم همین است و به‌واسطۀ همین قضیه، مکتب ایشان یک مکتب زنده و حیّ است و مکتبی است که دارای حقیقت است و کلک و حقه‌بازی‌ای که در سایر جاها هست در آن نیست. چون اولاً خود ایشان به کُنه این مسئله واقف بودند. مطلب دوم کیفیت تدبیر و سیاست ایشان براساس همان مسئله بوده است و در کردار و در پندار و در گفتار، در این سه مرتبه ناهماهنگی وجود نداشته است.

  • در یک مرتبۀ دیگر هم بوده است؛ در آن وقتی که در زمان شاه ما طهران بودیم شخصی آمده بود یک‌مرتبه در راه مسجد روی پای ایشان افتاده بود. البته ایشان عصا داشتند ولی بیچاره را نزدند ولی یک‌دفعه وحشت کردند و یک حالت استیحاشی [پیدا کردند] و او را کنار زدند و اصلاً خیلی حالشان منقلب شد به‌طوری‌که آن شخصی که ناقل هست ـ الآن در مشهد هست ـ گفت که من اصلاً تابه‌حال ایشان را [این‌طور] ندیدم یک هم‌چنین استیحاشی از مسئله‌ای کنند و این خیلی برای من غریب بود. خدا اینها را رحمت کند که اقلاً ما چشممان باز شد و یک حقیقتی را در اینها دیدیم.