
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
7تقدم خیر هر چیزی بر شر آن
فلهذا ایشان میفرمایند که خیر هر چیزی بر شر مقدم است «یا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غَضَبَهُ»1 که بحث در مسائل ذوقی و حالی میرود! به قول یکی میگفت که دیگر به روضهخوانی میرود! این «خیره مقدمٌ علیٰ شره» معنایش این است که وقتی که شما به اصل شیء و به اصل وجود نگاه کنید، میبینید که وجود خیر محض است. حالا این وجودی که دارای خیر محض است چیزهایی از او سر میزند که ای کاش سر نمیزد! این وجود که خیر محض است میبینیم که کارهایی میکند و جفتکهایی میاندازد! ایشان میفرماید که این کارها و جفتکهایی که زید و عمرو میاندازند نباید باعث شود که شما آن جنبۀ خیریت اصل وجود را از این منتفی کنید، نه! خود نفس عمل خیر است گرچه به بعضی از محاسبات و به بعضی از دیدگاهها شر تلقی میشود ولی در دیدگاه واقعی عملی است که از وجود بهوجود آمده است. عملی است که از فعل خدا سر زده است. حالا فعل خدا گاهی اینطرفی است و گاهی آنطرفی است و مصالحش هم بر ما مختفی است و با اختفاء این مصالح ما نمیتوانیم بگوییم که این عمل در عالم واقع و در نفس اعتبار خلاف است.
خیر محض بودن شهادت سیدالشهداء علیهالسّلام
واقعاً آیا شهادت سیدالشهداء علیهالسّلام شر بوده است؟! اولاً شما نگاه کنید به خود سیدالشهداء مرتبه و مقامی که سیدالشهداء قبل از شهادت دارد با بعد از شهادتش یکی است؟! پس اینهمه عبارتهایی که ما داریم؛ «إنّ لک عند الله مقاماً لن تنال إلّا بالشهادة»2 برای چیست؟! برای همین است دیگر. برای این است که سیدالشهداء علیهالسلام تا این مسائل کربلا و بعداً سبی و اسارت اطفال و ذراری و امثالذلک نباشد قطعاً به این مراتب نمیرسد، همینطور نسبت به خود اهلبیت و نسبت به آنها. این برای خود سیدالشهدا بود. نسبت به افراد دیگر تا قیام قیامت همۀ ما داریم از شهادت سیدالشهداء حیاتمان، نانمان، زندگیمان و آخرتمان را بهخاطر کاری که شمر کرده است [میگیریم و میخوریم]! همه از آنجا نشئت گرفته است. میگوییم: «اللَهُمَّ العَن یَزیدَ بنَ مُعاویَةَ خامِساً و العَن عُبَیداللهِ بنَ زیادٍ و ابنَ مَرجانَةَ و عُمَرَ بنَ سَعدٍ و شِمراً»!3 اینها همه درست است ولی اصل قضیه و واقع خیر محض است! حالا او روی حساب خودش دارد امر خلاف انجام میدهد و ما براساس آن عمل خلاف چون صورت خلاف ظاهر دارد بهواسطۀ عدم خلط بین مراتب باید اینها را لحاظ کنیم یعنی هر چیزی را در مرتبۀ خودش لحاظ کنیم والاّ کل عالم شیرتوشیر میشود و اصلاً نظام تکلیف و تشریع و اجتماعیات و همه در همدیگر فرو میرود! برای همین جدا شدنِ هرکدام از دیگری و مراتب، اصلاً عالم تشریع و تکلیف و اینها آمده است ولی در اصل اگر شما بخواهید نگاه کنید آن اصل هرچه آن خسرو کند شیرین بود.4
- . إقبال الأعمال، ج ۱، ص ۳5۸.
- . بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٣٢٨:«و إنَّ لَک فی الجِنانِ لَدَرجاتٍ لَن تَنالَها إلّا بِالشَّهادَة.»
- . البلد الأمین، ج ۱، ص ۲6۹.
- . دیوان شمس، غزل820:
هرچه آن خسرو کند شیرین کند *** چون درخت تین که جمله تین کند
