اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در اثبات وجوب وجود

14٬035
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

17
  • أن یُؤخذَ مَفهومُ التَّحیث و یُضمَّ إلى أصلِ الذّات حَتى یَحصلَ مِنهُ مُرکبٌ اعتباری و حُکمَ بِوجوبِ عَدمهِ و قیلَ بتعددِ موضوعِ المُتقابلین فالمُرادُ مِنَ الذّاتِ المُتلبسةِ بِأحدِ الطَّرفین کالوجودِ مَثلاً هوَ اعتبارُ تِلکَ الذّات عَلى وَجهٍ یَکونُ مِصداقاً لِما یُعبرُ عَنه و یَحکی عَنهُ العَقل بِهذا المَفهومِ الذِّهنی الَّذی هوَ مفهوم التحیث بِهذا الطَّرف.1

  • بنابراین [اگر] شما مفهوم تحیث و آن حیثیت و شأنیت وجود را بگیرید و به اصل ذات ضمیمه بکنید تااینکه مرکب اعتباری در اینجا حاصل بشود و حکم به وجوب عدمش بشود و گفته بشود که عدم بر آن مرکب اعتباری صادق است و به تعدد موضوع متقابلین گفته بشود و شما به تعدد موضوع متقابلین در اینجا قائل بشوید.

  • مراد از ذاتی که متلبس به یکی از دو طرفین مانند وجود است مثلاً اعتبار این ذات است به‌نحوی‌که مصداق باشد با آنچه که انسان تعبیر می‌آورد و عقل از او به همین مفهوم ذهنی حکایت می‌کند که او عبارت از مفهوم تحیث به این طرف است؛ یعنی وقتی که شما آن موضوع را مقید به آن وجود می‌کنید منظور شما همان وجود خارجی است. بر آن وجود خارجی دیگر عدم صدق نمی‌کند نه‌اینکه باز ذهن یک موضوعی را تصور می‌کند و باز او را در مرتبۀ جدای از آن وجود به‌حساب می‌آورد. نه، بحث دیگر از مرتبۀ ذهن به مرتبۀ خارج منتقل شده است و دیگر در مرتبۀ خارج عدم بر این امتناع ذاتی دارد.

  • وَ لا شُبهةَ فی أنَّ الذّاتَ المَأخوذةَ عَلى هذا الوَجهِ الَّذی یُمکنُ الحِکایةُ عَنها بِحسبه بِما ذکر یَمتنعُ لُحوقُ الطَّرفُ الآخرَ لَهُ بِالذّاتِ.

  • شکی نیست ذاتی که وجود خارجی را به آن حمل می‌کنید و این ذات وجود خارجی و مصداق خارجی پیدا می‌کند که ممکن است ما از آن ذات حکایت کنیم، دیگر ممتنع است از اینکه عدم به او ملحق بشود چون در اینجا دارید ذات خارجی را تصور می‌کنید. وقتی که دارید به زیدی که درمقابلتان هست اشاره می‌کنید چگونه عدم را بر همین زید حمل می‌کنید؟! خب این امتناع دارد!

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 229.
/ 613