اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در اثبات وجوب وجود

14٬035
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

19
  • پس مسئلۀ ذهنی من با مسئلۀ خارج دوتا است؛ یا تطبیق می‌کند یا تطبیق نمی‌کند ولی بحث ما در این است که وقتی ما می‌گوییم که این امر هست و واقع هم بود یعنی الآن هم بود، الآن ما عدم را بر این درختی که داریم با چشممان می‌بینیم حمل بکنیم ممتنع است یا ممکن است؟! ممتنع است! وقتی که ماهیت به لباس وجود درآمد دیگر نمی‌شود عدم را بر او حمل کرد. ایشان یک متساوی الطرفین را سفت گرفته است و دیگر رهایش نمی‌کند.

  • کک داخل تنبان طرف رفته بود هرچه گشت نتوانست کک را پیدا کند بالأخره بعد کلی تلاش کک را گرفت. حالا که گرفت رهایش نمی‌کرد. به او گفتند: آقا بکشش! می‌گفت: اگر بکشم حیف است! این‌همه شش ساعت گشتم پیدایش کردم حالا بکشمش؟! اینکه نمی‌شود! شش ساعت باید در دستم باشد!

  • خب حالا ایشان یک تساوی الطرفین را پیدا کرده دیگر نمی‌تواند رهایش کند! نگاه می‌کنیم می‌بینیم درخت در مدرسه وجود ندارد. حالا در یک هم‌چنین ظرفی اگر بگوییم که در این مدرسه درخت موجود هست، آیا این موجود هست دروغ است یا دروغ نیست؟ دروغ است! یعنی در یک هم‌چنین ظرفی حمل وجود درخت در این صحن ممتنع می‌شود؛ ممتنع به امتناع ذاتی می‌شود و لهذا باید که رعایت مرتبه بشود و آن مرتبۀ تساوی الطرفین به جای خودش محفوظ، وقتی ماهیت لباس وجودِ خارج پوشید دیگر از آن مرتبۀ تساوی الطرفین خارج شده است. وقتی لباس وجود پوشید پس دیگر عدم برای او ممتنع است.

  • أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

/ 613