
تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته
بررسی نسبت میان بساطت وجود و هویت اشیاء در سیروسلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اختلافنظر میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی پیرامون مسئله «فناء ذاتی» و «اعیان ثابته» میپردازند. بحث اصلی حول این محور میچرخد که اگر موجودات در مرتبه فناء، هستی خود را از دست میدهند، مرجع ضمیر و هویت اشیاء در مقام اثبات چگونه باقی میماند. استاد با نقد دیدگاههای رایج، بر این نکته تأکید دارند که باید میان مقام «ثبوت» و «اثبات» تفکیک قائل شد. ایشان با استناد به قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء»، تبیین میکنند که فناء ذاتی به معنای نابودی هستی نیست، بلکه به معنای هضم تعینات در وجود مطلق است. در نهایت، این جلسه با بررسی چگونگی حفظ هویت سالک در عین فناء و نقش تازیانه سلوک در کنار زدن حجابهای خودبینی، به این نتیجه میرسد که سیر انسان، حرکتی درونی برای رسیدن به حقیقت ثابت خود است.
تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اختلافنظر میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی پیرامون مسئله «فناء ذاتی» و «اعیان ثابته» میپردازند. بحث اصلی حول این محور میچرخد که اگر موجودات در مرتبه فناء، هستی خود را از دست میدهند، مرجع ضمیر و هویت اشیاء در مقام اثبات چگونه باقی میماند. استاد با نقد دیدگاههای رایج، بر این نکته تأکید دارند که باید میان مقام «ثبوت» و «اثبات» تفکیک قائل شد. ایشان با استناد به قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء»، تبیین میکنند که فناء ذاتی به معنای نابودی هستی نیست، بلکه به معنای هضم تعینات در وجود مطلق است. در نهایت، این جلسه با بررسی چگونگی حفظ هویت سالک در عین فناء و نقش تازیانه سلوک در کنار زدن حجابهای خودبینی، به این نتیجه میرسد که سیر انسان، حرکتی درونی برای رسیدن به حقیقت ثابت خود است.
تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته
13تلمیذ: این بسیط الحقیقه تمام این کثرات را بهنحو ثبوتی دربر میگیرد.
استاد: بله.
تلمیذ: جنبۀ اثبات را در برمیگیرد یا نمیگیرد؟ جنبۀ اثبات را که ادراک باشد.
استاد: وقتی که در بربگیرد جنبۀ اثبات دیگر ندارد. فرض کنید الآن خود این شخص نسبت به اثبات را میخواهید یک فعلی از افعال خود شخص بدانید. از این نظر بله، وقتی که ما میگوییم که بسیط الحقیقه هم خود ذات که همان عبارت از عین ثابت است ـ دارم درست میگویم؟! دارم یک چیزی میگویم یعنی دارم یک فصلی را در اینجا باز میکنم، اگر منظور شما غیر از این است بگویید ـ در مسئلۀ بسیط الحقیقه هم نفس ذات در اینجا موردنظر است هم افعال و صفات مترتبه بر ذات و عارض بر ذات، تمام اینها داخل در قاعدۀ بَسیطةُ الحَقیقةِ کُلُّ الاشیاء هستند. حالت شهودش این مطلب را ثابت میکند. یعنی وقتی که شما یک شیء یا یک ذاتی را میبینید حقیقت آن ذات حکایت از حقیقت توحید و لا إلهَ إلاّ الله میکند این یک [مورد است]. دوم کارهایی را که انجام میدهد همۀ آن کارها دلالت بر حقیقت توحید و لا إلهَ إلاّ الله میکند. صفاتی که او دارد آنهم دلالت بر حقیقت لا إلهَ إلاّ الله میکند و بعد به مرتبۀ ذات که میرسیم ...، حالا ذات که خودش بهاصطلاح بود حالا ما از اینطرف رفتیم از آنطرف میآییم: در تمام حالات تطورات وجودی آن شیء از عین ثابت، از جسمیتش، از افعالش، از صفاتش و از همۀ خصوصیات و صفاتش تمام اینها داخل در معنای حقیقت بَسیطةُ الحَقیقةِ کُلُّ الأشیاء هستند. ازجملۀ اینها ادراک انسان نسبت به خود و محیط است. این ادراک هم خودش فِعلٌ مِنَ الأفعال است خودش هم یک فعل است. بله، قاعدۀ بسیطة الحقیقه شامل اینهم خواهد شد.
پس تا وقتی که من ادراک دارم منتها جهل مرکب دارم ـ یک سالک قبل از حرکتش دارای جهل مرکب در مقام اثبات است ـ و تا وقتی که من مسئلۀ استقلال برای خود را ادراک میکنم این بسیط الحقیقه یک همچنین اقتضائی میکند، در مرتبۀ ثبوت ممکن است. وقتی که ادراکم برگشت و تصحیح شد باز این داخل در بسیط الحقیقه خواهد بود. پس شما اصلاً نباید مسئلۀ بسیط الحقیقه را داخل در مقام اثبات بکنید چون بسیط الحقیقه درهرحال چه سالکی وجود داشته باشد چه نداشته باشد، چه افکارش فرق کند یا فرق نکند تمام اینها تطورات وجود است و تطورات وجود داخل در این قاعده هست.
