
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
تبیین سنخیت میان علت و معلول در امکان استعدادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و مبدأ قدیم هستی میپردازند. بحث با بررسی تفاوت تحقق اجمالی و تفصیلی اعیان اشیاء در علم ربوبی آغاز شده و با تحلیل جایگاه قوابل و علل معدّه در تحقق خارجی موجودات ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه با وجود اراده واحد الهی، نظام علیت و تدرج در عالم ماده معنا پیدا میکند. در ادامه، ماهیت معلوم بالذات و بالعرض و چگونگی اشراف بر حقایق عالم در قالب کتاب مبین تبیین میشود. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون طیالزمان و امکان مشاهده حقایق غیبی، این نکته روشن میگردد که محدودیتهای زمانی، حجابهای ادراکی ما هستند و نه نقص در نظام خلقت، و تمامی این مراتب در عین کثرت، تحت اراده واحده الهی محقق شدهاند.
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
6معنای صمدیت!
اشکالی که الآن نسبت به این مسئله وارد میشود این است که بنا بر مبنای آقایان که میفرمایند: ﴿فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾ و این علم بعدی را مرتبۀ کمالی برای بروز و ظهور علم اجمالی میدانند، این حالت منتظرۀ در حق را چگونه تفسیر میکنند درحالیکه پروردگار کمال مطلق است و غنی بالذات است و هیچ حالت منتظرهای در وجود پروردگار و در ذات پروردگار نسبت به اعیان خارجی اشیاء نیست؟! با تغییر عبارات و تغییر کلمات مطلب عوض نمیشود بالأخره این وجودی که در مقام بسط آمده است و در مقام تفصیل آمده است و نیاز به زمان دارد، احتیاج به مکان دارد، این یک مرتبۀ متأخر از علم اجمالی حق نسبت به اشیاء است، حالا هرچه که میخواهید اسمش را بگذارید. اسمش را مقام تفصیل بگذارید، خب مقام تفصیل باشد! مگر تفصیل کمال مترتب بر اجمال نیست؟! بنابراین چه در ذات پروردگار و چه در غیر ذات پروردگار هردو یکی است، هردو نفسی است که آن مدرِک در مقام شعور و ادراک، استحصال امری را میکند که آن امر نبوده است. حالا شما اسمش را تفصیل بگذارید. اصلاً اسمش را شیء و یک حادثۀ جدید بگذارید، بگذارید. اسمش را خلق جدید بگذارید، بگذارید. فرق نمیکند، عبارات را عوض کردید ولی درعینحال این مسئله در اینجا لا ینحل باقی میماند که پروردگار متعال و مبدأ أعلیٰ از نقطهنظر شعور و ادراک غنی بالذات است، او صمد است؛ صمد یعنی حالت منتظره در او نیست، توپر است، هیچ چیز موجب خلأ در ادراک و حیثیات ذاتی و آثار وجودی او نمیشود.
عدم فرق بین علم اجمالی و تفصیلی حضرت حق
درحالیکه مرتبۀ تفصیل نسبت به مرتبۀ اجمال مرتبۀ کمال است پس مرتبۀ اجمال نسبت به مرتبۀ تفصیل، خلاء و نقص میشود. این یک تفسیر است که بیان شده است که بر این تفسیر در اینجا اشکال وارد میشود و اما اگر ما آن مبنای خودمان را مطرح کردیم یعنی مبنایی است که مطرح شده است، آن مبنا اقتضاء میکند که اصلاً فرقی بین اجمال و تفصیل نیست. علم حضرت حق نسبت به اعیان خارجی در مقام اجمال و در مقام تفصیل یکی است؛ یعنی اراده و ظهور حضرت حق بر یک امر تعلق میگیرد، معنا ندارد، آیا واقعاً معنا دارد؟! منبابمثال میخواهیم دو چیز مترتب یا سه چیز مترتب را بهوجود بیاوریم. اول یک چیزی را درست میکنیم مثل مکتشفی که میخواهد اکتشاف کند یا مخترعی که میخواهد اختراع کند، از یک مرتبه به مراتب دیگر منتقل میشود، اول به یک نقطه میرسد وقتی که به این نقطه رسید بعد به نقطۀ دیگر میرسد و از این نقطه به نقطۀ دیگر تا بالأخره به آن مسئلۀ مورد نظر که اختراع اوست منتقل میشود.
