
کیفیت ارتباط علت و معلول در امکان استعدادی
تحلیل نقش اراده ولی در حذف زمان و تحقق اعجاز
این جلسه به بررسی کیفیت ارتباط میان علت و معلول در موجودات مادی و مجرد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تفاوت میان ابداعیات که بدون واسطه و زمان محقق میشوند و حوادث مادی که مشمول قاعده ماده و مدت هستند، به تحلیل امکان استعدادی میپردازد. بحث اصلی بر این محور است که آیا تحقق یک پدیده مادی، لزوماً نیازمند طی شدن تمام مراتب طولی علیت در بستر زمان است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی درباره اعجاز و حذف زمان توسط اراده ولیّ مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با رد لزوم طی شدن سلسله علل مادی در اعجاز، تبیین میکند که اراده ولیّ میتواند بدون حذف قانون علیت، زمان را از میان برداشته و صورت جدیدی را در خارج محقق سازد. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که وجود مادی، کیفیت متنازله وجود مجرد است و استمرار آن نیز همواره وابسته به سلسله علل طولی است.
کیفیت ارتباط علت و معلول در امکان استعدادی
توضیحات:
این جلسه به بررسی کیفیت ارتباط میان علت و معلول در موجودات مادی و مجرد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تفاوت میان ابداعیات که بدون واسطه و زمان محقق میشوند و حوادث مادی که مشمول قاعده ماده و مدت هستند، به تحلیل امکان استعدادی میپردازد. بحث اصلی بر این محور است که آیا تحقق یک پدیده مادی، لزوماً نیازمند طی شدن تمام مراتب طولی علیت در بستر زمان است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی درباره اعجاز و حذف زمان توسط اراده ولیّ مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با رد لزوم طی شدن سلسله علل مادی در اعجاز، تبیین میکند که اراده ولیّ میتواند بدون حذف قانون علیت، زمان را از میان برداشته و صورت جدیدی را در خارج محقق سازد. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که وجود مادی، کیفیت متنازله وجود مجرد است و استمرار آن نیز همواره وابسته به سلسله علل طولی است.
کیفیت ارتباط علت و معلول در امکان استعدادی
9پس استحصال و آن علت اولیۀ کسب انرژی تفاوت میکند و به مقدار دانش بشر کیفیت استفادۀ از قوانین ماده تغییر پیدا میکند. الآن به یک نتیجه رسیدهاند که بالاترین منبع انرژیزا منبع اتم است. تابهحال نظریه بر این بود که خودِ اتم قابل تجزیه است منتها در تجزیۀ اتم آن هستۀ مرکزی، آن الکترونهایی که دارند دور پروتون [و هسته] میگردند بهواسطۀ شتاب عجیبی که با خروج آن هستۀ مرکزی [پیدا میکنند] مدار خودشان را ازدست میدهند. وقتی که آن هستۀ مرکزی که تحت الکترون باشد خارج میشود، آن شتابی که آنها میگیرند و تعادلشان را ازدست میدهند انرژی غیر قابل تصوری را تولید میکنند. آن انرژی غیر قابل تصور همین چیزی است که دارند از آن استفادۀ انرژی اتمی میکنند.
الآن بهدست آوردند که در هر اتمی 120 اتم دیگر وجود دارد! یعنی مسئله تابهحال اصلاً کشف نشده بود! یعنی خود هستۀ مرکزی دارای اتمهای دیگری است و آن اتمها دیگر قابل تجزیه نیستند و بحث راجع به عدم تجزیۀ ماده که قبلاً بحث میکردیم اینها تازه امروز دارند کمکم به آن میرسند که اصلاً ماده قابل تجزیه نیست و به یک مرتبهای میرسد که در آن مرتبه آن حلقۀ مفقودۀ بین ماده و مجرد که سنخیت باشد شاید از همین طریق بشود نسبت به این قضیه و مسئله رسید. گرچه نمیتوانند به این مطلب برسند ولی اینها دارند خودشان را با آن نظریۀ فلسفی سنخیت بین مجرد و ماده و ربِط حادث و قدیم نزدیک میکنند.
الآن اینها با تصور به معلومات جدید دارند به همین حرکت علّی سرعت میبخشند. چه اشکالی دارد؟! [چرا] حتماً قانون علیت را در تحت یک محدودۀ خاص محدود کنیم؟! قانون علیت به جای خود محفوظ است و هر امر استعدادی برای تبدیل به فعلیت خود نیاز به علت و محرک دارد. ارادۀ ولیّ، حضرت موسی علیهالسّلام برای تبدیل شجر به حیّه، خود آن اراده کافی است و خود ارادۀ حضرت عیسی علیهالسّلام برای تبدیل طین به طیر کافی خواهد بود. بنابراین در قانون علیت خدشه وارد نمیشود [بلکه] بحث راجع به صورت علیت خارجی میباشد. چه کسی گفته است که آن صورت علیت خارجی حتماً باید به آن شکل باشد؟! نهخیر! یک صورت به آن شکل است که برای تبدیل یک استعداد به فعلیت سیصد سال طول میکشد. بعداً همان تبدیل استعداد به فعلیت در شرایط دیگر تبدیل به صد سال میشود. آن استعداد و فعلیت چیز میشود و ممکن است در این وسط خیلی از وسائط حذف بشود! یک راهی را که علت برای رسیدن به معلول [طی میکند] راهی طولانی است ممکن است بعداً در همین شرایط زمان و عادی یک راه آسان و میانبُر باشد و وقتی که در یک مسئله حکم قاعدۀ عقلی تثبیت شد بر اینکه تغییروتبدل صور از استعداد به فعلیت و از یک صورت به صورت دیگر ممکن است، این قانون علیت به جای خود محفوظ باشد بدون اینکه ما ملتزم شویم که این حتماً باید در تحت خط و کیفیت مشخص خارجی باشد. ما نمیتوانیم این را بپذیریم! بنابراین هیچ التزامی ندارد بر اینکه حضرت موسی برای تبدیل شجر به حیّه این راه طولانی را رفته باشد. نهخیر، نفس ارادۀ حضرت موسی علیهالسّلام که این شجر و خشب را تبدیل به حیّه کند، خشب تبدیل به حیّه شد!
