
امکان ذاتی و استعداد در حوادث زمانی
تحلیل تفاوت تحقق مبدعات و موجودات مادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا پیرامون نحوه فیضان وجود بر ممکنات میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که چرا در مبدعات و مجردات، صرفِ امکان ذاتی برای تحقق و استجلاب فیض الهی کفایت میکند، اما در حوادث زمانی و مادی، علاوه بر امکان ذاتی، نیاز به امکان استعدادی و شرایط خاص زمانی است. در ادامه، این مسئله با رویکردی انتقادی نسبت به پاسخ مرحوم علامه طباطبائی به هانری کربن درباره تقدم روح بر جسم بررسی میشود. استاد با نقد نگاه محدود به روایات، بر ضرورت درک صحیح از علم عنائی حق و وجود مجتمع اشیاء در وعاء دهر تأکید میکنند. در نهایت، تبیین میشود که تدریجیبودن حوادث مادی به نقصان ذاتیِ خودِ ماده بازمیگردد، نه به تعدد ارادههای الهی؛ چرا که اراده حق در خلقت، واحد و دفعی است و ظهورات آن در عوالم مختلف متفاوت است.
امکان ذاتی و استعداد در حوادث زمانی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا پیرامون نحوه فیضان وجود بر ممکنات میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که چرا در مبدعات و مجردات، صرفِ امکان ذاتی برای تحقق و استجلاب فیض الهی کفایت میکند، اما در حوادث زمانی و مادی، علاوه بر امکان ذاتی، نیاز به امکان استعدادی و شرایط خاص زمانی است. در ادامه، این مسئله با رویکردی انتقادی نسبت به پاسخ مرحوم علامه طباطبائی به هانری کربن درباره تقدم روح بر جسم بررسی میشود. استاد با نقد نگاه محدود به روایات، بر ضرورت درک صحیح از علم عنائی حق و وجود مجتمع اشیاء در وعاء دهر تأکید میکنند. در نهایت، تبیین میشود که تدریجیبودن حوادث مادی به نقصان ذاتیِ خودِ ماده بازمیگردد، نه به تعدد ارادههای الهی؛ چرا که اراده حق در خلقت، واحد و دفعی است و ظهورات آن در عوالم مختلف متفاوت است.
امکان ذاتی و استعداد در حوادث زمانی
11منبابمثال شما الآن نمیبینید که طناب به دست این پیچیده است و یک مقدار از آن را باز میکنید و خیال میکنید که اینقدر طناب است. بعد دست یک پیچ دیگر میدهد و میبینید که دراز شد و سی سانت شد! پس سی سانت درست شده است. یک چرخ دیگر میزند و میگویید: عجب! این پنجاه سانت کجا بود؟! میگویید که آقا این پنجاه سانت است. میگوید: باز هم ببینید فقط به اینجا ختم نمیشود! دوباره با دستش یک چرخ میزند و هفتاد سانت میشود! یا الله طناب هفتادسانتی را چهکار کنیم؟! دوباره یک دست دیگر میزند و صد سانت میشود! یک دست دیگر، صد و بیست سانت میشود! میگویید که آقا عجیب است چرا این را از اول نشان ندادی؟! [میگوید که] اگر از اول به تو نشان میدادم میترسیدی! از اول به تو نشان نمیدهم، [کمکم نشان میدهم]. آرامآرام! ببین دو متر و سه متر و چهار متر شد! یکدفعه شما میبینید این طناب از این اول در تا انتهای اتاق را گرفت! این برای ما است که نمیدانیم. اما برای آن کسی که چشمش بهجای اینکه به این ده سانت بیفتد، از اول به دست طرف افتاده است و میبیند اینقدری که دور این دست پیچیده است باید پنج متر باشد! پنج متر هست ولی من نمیبینم!
تلمیذ: این را تمثیل میفرمایید؟
استاد: تمثیل است.
تلمیذ: دو وجود نداریم، یک وجود منبسط و یک وجود ...
استاد: بله.
تلمیذ: وهمی بودن زمان اینجا بیشتر روشن میشود چون اصلاً زمان نیست چون هر صورتی که تحقق پیدا میکند ...
استاد: بله، اصلاً زمانی وجود ندارد، ماده زمان میآورد.
تلمیذ: میگوییم که ماده در عالم وعاء دهر هست.
استاد: نه! تعاقب صور متعدده هست یا نیست؟
تلمیذ: این تعاقب در عالم دهر هست.
استاد: ما به آن کاری نداریم.
تلمیذ: ما خودمان هم کسی جز همین تنوع صور مختلف نیستیم.
استاد: همین تنوع صور مولّد زمان است.
