
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز میشود و این پرسش کلیدی مطرح میگردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برههها، نقصی بر ذات باریتعالی وارد میکند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل میشود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچگونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمیکند.
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز میشود و این پرسش کلیدی مطرح میگردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برههها، نقصی بر ذات باریتعالی وارد میکند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل میشود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچگونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمیکند.
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
15ماده، وسیلۀ تکامل نفوس
و این را هم خدمت شما بگویم که اینکه الآن خلق ماده و امثال ماده و اینها [هست] ما نمیدانیم که اینها برای چیست؟! ﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾1 و ﴿ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾2 و امثالذلک والاّ اگر قرار بود این نفوس، همین نفوس آدمی و بشری که نفوس متکامل هستند، اینها بدون احتیاج به ماده تکامل پیدا بکنند خب تکامل پیدا میکردند! ماده وسیلۀ برای تکامل این نفوس است والاّ اصل و حقیقت، همین نفوس و ارواح است که اینها به مرتبۀ متکامل میرسند. پس در اصل ذات که ما از آنجا میخواهیم پایین بیاییم، آن ذات در مرتبۀ خودش که همان مرتبۀ هوهویت و عماء است آن در همان مرتبۀ خودش تام الفعلیه است و هیچ حالت منتظرهای نسبت به حوادث خارج و بروزات و ظهورات ندارد تااینکه بهواسطۀ آن جهت، کمالی را برای خودش اضافه کند. نه، اینطور نیست بلکه ارادۀ آن ذات بر ابراز و اظهار همان وجود در اَشکال مختلف خارجی تعلق گرفته است.
برای چه؟ برای اینکه خدا بگوید که هان! این وجود، وجودی است که اینطور هم میشود ظهور پیدا بکند. این وجود، وجودی است که فقط در این صرافتی که هیچ شکل ندارد، هیچ کیف ندارد، هیچ کم ندارد، هیچ لون ندارد و هیچ تقید ندارد فقط در او محصور نیست. آن وجود وجودی است که از آن صادر اول هم میشود سر بزند و صادر دوم هم میشود سر بزند.
تغییروتحول در مثال موجب تغییروتحول در ماده
بعضی از فلاسفه آمدند مطلب را به یک نحو دیگر مطرح کردند که حالا من فقط اجمال آن را میگویم إنشاءالله تفصیلش برای بعد بماند. او این است که نیامدند وجود عالم را به قهقرا برگردانند. ما یک وقتی میآییم بحث را به قهقرا میبریم و میگوییم که صد سال قبل چه بوده است؟ هزار سال قبل چه بوده است؟ یک میلیون سال قبل چه بوده است؟ همینطور جلو میرویم تا به ده میلیون میرسیم و میگوییم که وقتی بوده که زمین وجود نداشته است مثلاً تبدیل به نار و دخان بوده و تمام کرات و افلاک... مثلاً به صد میلیارد یا دویست میلیارد سال قبل بروید حرفی نداریم، بالأخره به یک جایی میرسد که این دخان است. حالا این دخان تا چه زمانی بوده است؟ شاید شما بگویید که آقا به قول این فلاسفه بهخاطر عدم انقطاع فیض اصلاً این دخان با قیومیت خدا قیومیت داشته است.
- . سوره انعام (6) آیه 96.
ترجمه: «و شب را براى آسایش (خلق) مقرّر داشته» (محقق) - . سوره انعام (6) آیه 77.
- . سوره انعام (6) آیه 96.
