اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسوی‌الله

14٬082
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات می‌پردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیت‌های بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن می‌شود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت می‌یابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، به‌ویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوه‌گاه وحدت و کمالات بی‌پایان الهی هستند.

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات می‌پردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیت‌های بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن می‌شود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت می‌یابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، به‌ویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوه‌گاه وحدت و کمالات بی‌پایان الهی هستند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

13
  • و قد سَبقَ‌ أنَّ نسبةَ الوجوبِ إلى الإمکانِ نسبةُ تمامٍ إلى نقصٍ و أنَّ کلَ ما وجبَ وجودُه لا بِذاته فهو لِوضعِ شی‌ءٍ ما لیسَ هو فی مرتبةِ ماهیتِهِ صارَ واجبَ الوجود.

  • قبلاً روشن شد نسبت وجوب به امکان نسبت تمام به نقص است. وجوب، شیءِ تام است و امکان، شیء ناقص است. هر چیزی که ممکن است یعنی جهت فعلیت ندارد. هر چیزی که واجب است یعنی لحاظ وجود در او تمام است چه چیزی واجب است؟! آن شیئی که جهات وجوبی در آن تمام است. حالا همین شیئی که واجب است ممکن است نسبت به یک شیء دیگر ممکن باشد و دارای نقص باشد. پس به مقداری که دارد، به آن مقدار واجب است و به آن مقدار که ندارد به آن مقدار ممکن است. در جهت امکان نقص همیشه منطوی و خوابیده است به‌خاطر اینکه امکان یعنی رسیدن به یک مرتبه.

  • و أنَّ کلَ ما وجبَ وجودُه لا بِذاته... هر چیزی که وجودش واجب بشود، نه خودش. چون اگر بذاته باشد آن مربوط به مبدأ أعلیٰ است، اگر خودش ذاتاً واجب نیست به‌واسطۀ امر دیگر واجب می‌شود؛ به‌واسطۀ وضع چیزی که در مرتبۀ ماهیت او نیست واجب الوجود می‌شود.

  • من‌باب‌مثال شما نطفه را درنظر بگیرید، این نطفه الآن از یک حیث واجب است و از یک حیث تمام است؛ از جهت منویت و این صورت منویت واجب و تمام است و دیگر در او امکان نیست و او الآن تمام است. اما از نظر انسانیت و صورت انسانیت و تبدل به انسانیت ممکن است. بنابراین در تعلق به جاعل چه چیزی باید بر او اضافه بشود تا این صورت منویت تبدیل به صورت انسانیت بشود؟! باید چیزی بر او افاضه بشود که در مرتبۀ او وجود ندارد چون در مرتبه‌اش همین است.

  • الآن اینکه در مرتبۀ آن هست همین است که می‌بینید، همین منویتی است که الآن می‌بینید و به این منویت دیگر واجب شده است و دیگر مسئله تمام شده است. حالا می‌خواهد حرکت کند و به‌سمت انسانیت برود، پس برای انسانیت ممکن و ضعیف و ناقص می‌شود، تمام اینها به‌خاطر این است که آن مرتبه را واجد نیست! پس باید یک چیزی در آن باشد که در آن مرتبه نباشد و به‌واسطۀ اینکه در آن مرتبه قرار داده می‌شود، تبدیل بشود. پس هر چیزی که واجب بذاته نیست به‌خاطر وضع شیئی است که آن شیء در مرتبۀ خود آن ماهیت نیست! به‌واسطۀ او به آن فعلیت بعدی می‌رسد و به‌واسطۀ او نسبت به مرتبۀ بعدی واجب الوجود می‌شود.

/ 260