
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسویالله
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
9و الباری تعالى فوقَ الجمیع هو الأولُ بِلا أول کانَ قبلَه و الآخرُ بِلا آخر کانَ بعدَه و هو جلٌّ مجدُه فعلٌ کلُّه بِلا قوةٍ و وجوبٌ کلُّه بِلا إمکانٍ و خیرٌ کلُّه بِلا شرٍ و تمامٌ کلُّه بِلا نقصٍ و کمالٌ کلُّه بِلا قصورٍ و غایةٌ کلُّه بِلا انتظارٍ و وجودٌ کلُّه بِلا ماهیةٍ.
باری تعالی فوق همۀ اینهاست؛ اوّلی است که قبل از او اوّلی نبوده و آخری است که آخری بعد از او نیست؛ یعنی اول و آخر فقط اوست! ابتدائی برای او نمیتوان تصور کرد که قبل از آن ابتداء عدم بوده و آخری نمیشود برای او تصور کرد که أمد او در آن آخر تمام شود. [او که مجدش بزرگ است] تمام او فعل است بدون اینکه در او قوتی باشد. تمامش وجوب است بدون اینکه در او امکانی باشد. خیر است بدون شر. تمام است بدون نقص و کمال است بدون قصور و تمام او غایت است بدون انتظار غایت و تمام حقیقت او وجود است بدون اینکه ماهیتی داشته باشد.
و إنّما یفیضُ منه علىٰ غیرِه مِن کلِّ متغایرین أشرفهما.
از او بر غیرش از هر متغایرینی فیض میرسد، اشرف این دوتا؛ یعنی در هر مرتبه اشرف از دو متغایرین از علم و جهل، علم افاضه میشود. از قدرت و ضعف، قدرت افاضه میشود. از جمال و غیر جمال، جمال افاضه میشود. از هر وصفی که مقابلی دارد اگر بر موجودی بخواهد اضافه بشود آن وصف کمالی اضافه میشود و اما آن جهت نقصی بهخاطر نقص آن مرتبه است. از ناحیۀ پروردگار جهل به کسی افاضه نمیشود چون جهل خودش هست و نیاز به افاضه ندارد. ما خودمان جاهل هستیم بحمدالله!! از ناحیۀ پروردگار قدرت افاضه میشود و ضعف خودش وجود دارد. بنابراین اگر یک شخصی ـ حالا ما از نظر قدرت ظاهری میخواهیم بگویم، خیلی حرف دقیقی مرحوم آخوند دارد میزند! ـ پنجاه کیلو میتواند بار بردارد اینطور نسبت که بگوییم: این شخص قوت پنجاه کیلو دارد و ضعف صد کیلو را، نه! این شخص قدرت دارد این مقدار را بردارد؛ یعنی ضعف اصلاً در اینجا راه ندارد. این شخص اینقدر عالم است؛ نهاینکه اینقدر عالم است و این مقدار جاهل است. جاهل اصلاً چیزی نیست که بخواهد بر او حمل بشود. آنچه که اشیاء در خارج وجود دارند عبارت از همان مقداری است که از آن وجود بر اینها افاضه شده است، مقابلش اصلاً مجعول نیست تااینکه بر او مترتب بشود یا نشود. التفات کردید؟!
