
نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ماهیت زمان
تحلیل اعتباری بودن زمان و تفاوت آن با حقیقت حرکت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ادعای بازگشت به زمان گذشته از طریق حرکت با سرعت مافوق صوت میپردازند. بحث با تبیین مبانی این فرضیه و نحوه سنجش سرعت اجسام در فیزیک آغاز میشود. در ادامه، استاد با تفکیک میان «زمان اعتباری» که بر اساس حرکت وضعی زمین و قراردادهای بشری شکل میگیرد و «حقیقت حرکت» که قائم به خود شیء است، استدلال میکنند که افزایش سرعت، تأثیری بر ماهیت زمان ندارد و نمیتواند انسان را به گذشته بازگرداند. در بخش پایانی، تفاوت ادراک زمان در عالم ماده با عوالم مثال و برزخ بررسی شده و با ارائه مثالهایی از تجربیات روحی، تبیین میشود که چگونه زمان در ارتباط با نفس انسان میتواند دچار بسط یا قبض شود، در حالی که زمانِ جاری در خارج، مسیر خود را طی میکند.
نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ماهیت زمان
9تفاوت زمان در این عالم با عالم مثال و برزخ
استاد: زمان واقعی، عبارت از همان پدیدۀ خارجی است که آن پدیدۀ خارجی در ارتباط با انسان و سایر اشیاء دارای یک قانون خاص است. شما یک وقتی این مسئله را در عالم ماده لحاظ میکنید، دیگر دو زمان نداریم بلکه این یک زمان است مگر اینکه شما همین پدیده را با عالم مثال و عالم برزخ مقایسه کنید که زمان در آنجا با زمان در اینجا متفاوت است.
نمونههایی از تفاوت زمان در این عالم با عالم مثال و برزخ
فرض کنید که شما در آنجا روز میبینید، شب میبینید، در عالم خواب حرکت را مشاهده میکنید و به همان ملاحظۀ ارتکاز عالم دنیا در عالم خواب یک ساعت سوار هواپیما میشوید و به مکه میروید، خب وقتی که سوار هواپیما میشوید و به مکه میروید، یک ثانیه بعد که به مکه نمیرسید، یک ساعت راه را طی میکنید منتها یک ساعت راه را در خواب طی میکنید، نه یک ساعت در بیداری! وقتی که اینجا بیدار میشوید و میبینید که پنج دقیقه است که خوابیدید، شما که یک ساعت فقط به مکه رفتید و بعد احرام بستید و به مسجدالحرام هم رفتید و شب تا صبح هم بودید! نقل آن طرف که خوابش را برای مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ تعریف کرد؛ سه شبانهروز میآمد و سه جلسه که هر جلسه شش ساعت بود خوابش را برای آقا تعریف میکرد و بعد آخر هم یک ربع خوابیده بود! خب آن زمان مربوط به آن عالم است، واقعاً در آن عالم یک ربع احساس میکرد و این احساس برای خودش بود و برای دیگران نبود؟! نه! یعنی همین شخص دیگر اگر در عالم خواب بود همین احساس را میکرد که این شخص میکرد. بالأخره دیگران هم در خواب بودند و دیگران هم حرف زدند و دیگران هم چیز کردند، فقط احساس این که نبوده است!
