
تقابل وجوب ذاتی و وجوب غیری در نظام علیت
تحلیل تلازمهای منطقی و قضایای شرطیه در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون امتناع اجتماع وجوب ذاتی و وجوب غیری بر یک محل واحد میپردازند. بحث با بررسی تناهی یا عدم تناهی ابعاد اجرام و برهانهای مطرح در این زمینه آغاز شده و به تحلیل چگونگی تبدیل یک امر ممکن به ممتنع بالغیر در اثر تلازم با یک امر محال میرسد. در ادامه، تفاوت میان قضایای شرطیه لزومیه و اتفاقیه با رویکردی منطقی و عرفی واکاوی میشود تا روشن گردد که چگونه تلازمهای علّی با تلازمهای ناشی از تکرار و اتفاق متمایز میگردند. استاد در بخش پایانی با نقد برخی رویکردهای اجتماعی و سیاسی، بر ضرورت تطبیق انسان با واقعیتهای تکوینی و پرهیز از توجیهات غیرواقعی تأکید میورزند و مسئولیتهای اخلاقی ناشی از رهبری و هدایت جامعه را یادآور میشوند.
تقابل وجوب ذاتی و وجوب غیری در نظام علیت
8شنیدم که یک شخص میگفت: ما هر کاری که انجام بدهیم مسئولیتش برعهدۀ مرحوم آقاست و قضیه به ما هیچ ارتباطی ندارد! گفتم: بهبه! دیگر خیلی عالی شد! خیلی ماشاءالله! مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ یک شخصی را منصوب کنند که این را انجام بدهد و بگوید: مسئولیتش برعهدۀ آقاست! بنده آن آقا را یک غاز نمیخرم! یعنی آن آقایی که یک کسی را بگذارد که این کارها را انجام بدهد و بعد هم بگوید که مسئولیتش برعهدۀ آقاست، بنده که پسرش هستم آن آقا را یک غاز نمیخرم! اینقدر ارزشها ازبین رفته و همۀ واقعیتها تلبیس شده و به شکل اوهام درآمده و وقایع جای خودش را به اعتباریات داده و اعتباریات جای خودش را به حقایق داده است! جدی میگویم! یعنی این مسئله الآن آمد، در ذهنم نبود و یکدفعه الآن آن جریان نماز جمعه را دیدم.
واقعاً الآن یک معضلهای که جامعه به این معضله گرفتار است همین است که میگویند: آنچه که به ما گفتید این نبوده است! الآن این سؤال برای جامعه مطرح است [این است که] با آنچه ما را در خیابانها راه انداختید، آنطوری درنیامد! قضیه چطور شد؟! اینهمه خسارات و ...! دو نفر در ایتالیا در تظاهرات کشته شدند، دولت سقوط کرد! دو نفر! حالا خیلی قضیه مشکل است!
اینها همه برای خود ما و وضعیت ما عبرت است که بیخود باری را به دوش نگیریم! بیخود مسائل کسی را به دوش نگیریم! همیشه در محدودۀ امکانات خودمان حرکت کنیم! همیشه جای خالی را باقی بگذاریم و فقط منحصر نکنیم! هر کسی بین خود و خدا راهی دارد به ما چه مربوط است؟! هر کسی بین خود و خدا مسیری دارد! چرا باید کاسۀ داغتر از آش باشیم؟! چرا باید دایۀ مهربانتر از مادر باشیم؟! چرا؟! براساس وظیفه حرکت میکنیم و تا هرجا راه داد میرویم و هرجا راه نداد میایستیم. برای ما که هیچ، برای آن بزرگان هم که هیچ! مگر ائمه و توانستند به آمالشان برسند؟! مگر اینها توانستند به منویاتشان برسند؟! امیرالمؤمنین علیهالسّلام توانست به خلافت برسد؟! امام مجتبی علیهالسّلام توانست به خلافت برسد؟! آیا آنها توانستند مردم زمان خودشان را آدم کنند؟! اگر میتوانستند چرا امام حسین نتوانست عمر بن سعد را در شب عاشورا درست کند؟! هر کسی برای خودش یک راهی دارد، هر کسی برای خودش یک مسیری دارد و بنا هم نیست که همیشه معجزه انجام بگیرد! علیٰکلّحال مسئله به اینجا کشیده شد.
