
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازمهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
11تلمیذ: مسئلۀ فقهىاش بهخاطر اضرار به نفس است.
استاد: بله دیگر.
تلمیذ: چه اضرارى؟! طرف مىزند و خون مىآید.
استاد: بالأخره اینطور باشد.
تلمیذ: چه ضررى برای آن قائل مىشود؟!
استاد: ببینید یکوقت مسئلۀ خون آمدن مثل حجامت است لذا این مفید است یک وقت به این نیت نمىزند، چهبسا اینکه این حتى اگر خدش هم وارد شود این مسئله مسئلۀ اضرار است و خون آوردن از این باب است، بعد هم مسائل دیگر یعنى لحاظ و جنبه در اینجا یک جنبۀ فقهى و طبى و عقلائى نیست که بهخاطر آن جهت باشد. ما حجامتهای متفاوتى داریم مثلاً حجامت سر داریم که اصلاً یکى از حجامتها حجامت سر است و خیلیها هم نتیجه گرفتهاند. حالا شخصى در حجامت سرش را زخم مىکند، این از نظر فقهى که حرام نیست بالأخره یک امر عقلائى است ولى صحبت در این است که اگر شخصى همینکه مىخواهد این کار را انجام دهد بهخاطر این باشد که پسرش را ازدست داده است لذا این در اینجا حرام است.
تلمیذ: این درست است اما نسبت به امام حسین علیهالسّلام چرا؟
استاد: دیگر مسئله فرقى نمىکند، امام حسین که نفرمودند که براى من این کار را کنید.
تلمیذ: همین فرمایشى و تحلیلى که الآن فرمودید که دلالت بر این مىکند که منفعتش اعظم از ...
لزوم تقرب عقلائی و در چارچوب شرع نسبت به ائمه علیهمالسّلام
استاد: ببینید تقربى که در اینجا هست باید تقرب عقلائى باشد و از ناحیۀ شرع در شرع وارد شده باشد اما اگر شما بهخاطر تقرب به امام حسین همۀ لباسهایتان را بکنید و لخت در خیابان راه بروید و بگویید که من از همه چیزم گذشتم لذا این اصلاً خلاف شرع است! یااینکه در این دستههای سینهزنی که لباسشان را درمىآورند و جلوى زن و دختر مردم در خیابانها راه مىروند سینه مىزنند همۀ اینها خلاف شرع است و جایز نیست! مىگویند که حالا ما لخت شدیم که آفتاب را هم تحمل کنیم یا سرما را هم تحمل کنیم، چنین چیزهایى هست! آن جهت تقرب نباید منافاتى با دستور شرع داشته باشد. در اینجا قمه زدن یا این زنجیرهایى که زدند من دیدهام مخصوصاً همین فرقههای پاکستانى و هندى که مىآیند و اصلاً بهطورکلى خون که هیچ اصلاً اوضاعشان همه را بههم میریزند لذا در اینجا این اضرار است و مسئله مصداق براى اضرار است.
