اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اتحاد وجود و ماهیت در خارج

تبیین چگونگی تحقق و ارتباط وجود با ماهیت در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت در خارج می‌پردازند. بحث با نقد برخی برداشت‌های نادرست از مفاهیم فلسفی آغاز شده و سپس به بررسی اختلاف مفهومی وجود و ماهیت و ضرورت تفکیک میان معنای عام و سعی وجود با وجود خاص هر موجود پرداخته می‌شود. در ادامه، استاد با رد نظریات انضمامی و اعتباری، به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا وجود بر ماهیت عارض می‌شود یا عین آن است. با تحلیل براهین عقلی و ابطال فرض‌های دور و تسلسل، این نتیجه حاصل می‌شود که وجودِ ممکن در خارج، عین ماهیت آن است و این اتحاد، کلید فهم تحقق موجودات در عالم واقع است. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا از نگاه سطحی به هستی عبور کرده و با نگاهی دقیق‌تر، نسبت میان حقیقت وجود و تعینات ماهوی را درک کند.

اتحاد وجود و ماهیت در خارج

6
  • یااینکه وجود جزئی از نوع است یعنی فصل یا جنس برای ماهیت است که همان اشکال قبلی در همین‌جا صدق می‌کند و لازمه‌اش این است که ـ همان‌طوری‌که ایشان می‌فرمایند ـ تصور جزء قبل از تصور کل بشود یعنی کسی که انسان را تصور می‌کند باید قبلاً جنس و فصل انسان را تصور کند تااینکه بتواند نوعیت او را تصور کند درحالی‌که می‌دانیم؛ اول ماهیت را تصور می‌کنیم بعد تصور وجود را می‌کنیم که این ماهیت هل هی موجودةٌ أم لا؟ پس این‌هم نمی‌تواند به این کیفیت باشد.

  • اگر قرار بر این باشد که این وجود عارض بر ماهیت بشود و عروض وصف بر موصوف خودش [بشود]، اگر این‌طور باشد دراین‌صورت یا دور یا تسلسل لازم می‌آید. اگر دور لازم بیاید معنایش این است که وجود بر ماهیتی عارض شده است که آن ماهیت موجود به همین وجود است این تقدم شیء علی نفسه این است که این ماهیت خودش موجود باشد چون می‌گوییم که بر عروض وصف بر موصوف قبلاً باید محل در خارج باشد تااینکه وصف عارض بشود. وقتی که وصف بیاض می‌خواهد بر این قرطاس عارض بشود باید این محل در خارج باشد والاّ وصف بر چه عارض بشود؟! محل ندارد! حالا این محل اگر قیامش به همین وجودِ عارض باشد لازمه‌اش تقدم شیء علی نفسه است یعنی این محل باشد قبل از اینکه باشد. این محل باشد قبل از اینکه وجود به آن عارض شده باشد. این درصورتی است که قیام این محل به وجود عارض به‌عنوان وصفیت است.

  • یااینکه تسلسل لازم می‌آید و تسلسل هم به این است که این محل به یک وجود دیگر باشد. این بیاض روی این محل موجود بیاید، نقل کلام در وجود آن محل می‌کنیم آن وجود هم بالأخره به محل عارض شده است و آن‌هم جنبۀ عروض دارد. باید محلی را که آن وجود به آن عارض می‌شود آن محل قبلاً وجود داشته باشد و إلی ما لا نهایة این تسلسل همین‌طور حرکت خودش را خواهد کرد. لازمۀ این قضیه و تالی فاسد این قضیه این است که ما امور غیر متناهیه را یعنی ترتب وصف بر موصوف را به‌نحو غیر متناهی بین دو حاصل جمع کنیم که یکی از اینها وجود و یکی ماهیت است؛ یعنی حمل وجود بر ماهیت به‌عنوان وصف بر آن ماهیت موجوده، دوباره حمل آن وجود بر آن ماهیت به‌عنوان أنّه موجودٌ دوباره حمل وجود بر ماهیت و هَلُمَّ‌ جَرّاً. درحالی‌که حاصل ما وجود و ماهیت است که این واضح البطلان است.