
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
تحلیل تفاوتهای مفهومی و مصداقی در حمل وجود بر موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین مییابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثالهایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالبهای محدود، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید میآیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل میشود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آنهاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شدهاند.
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین مییابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثالهایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالبهای محدود، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید میآیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل میشود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آنهاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شدهاند.
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
13پس اطلاق اسماء و صفات الهی بر ذات بهلحاظ منشأ انتزاعی است که انسان از آن منشأ انتزاع آن اسم را انتزاع میکند. اگر خدا خلق بکند ما به خدا خالق میگوییم. اگر خدا خلق نکند خالق نمیگوییم! هرچه هم بگوید که خالق بگو میگوییم که نه، خلق نکردی! اگر خدا رزق بدهد به او رازق میگوییم و اگر رزق ندهد میگوییم که رزق ندادی! هوا که رزق نیست البته هوا هم رزق است! حالا فرض بکنید هوا را هم از آدم بگیرد! هوا را هم کوپنی کنند! الآن که همه چیز را کوپنی کردند و به آن مالیات بستند، بیایند هوا را هم کوپنی کنند و مالیات به آن ببندند! بالأخره نیاز است!
خب این، منشأ انتزاع میخواهد و منشأ انتزاع آن عبارت از آن عین خارجی است. این موجودٌ که الآن آمدید بر زید حمل کردید به چه لحاظ بر زید حمل کردید؟! بهلحاظ وجود زید حمل کردید یا بهلحاظ صرف حدود [حمل کردید]؟! بهلحاظ وجود؟! وجود او با وجود دیگر تفاوت میکند! پس اطلاق موجودٌ بر موضوعات مختلفه بهلحاظ منشأ انتزاعهای مختلفین مختلف میشود.
تلمیذ: ببخشید پس آن فرمایش اول درس طولی فرمودید که تشکیک بهحسب مفهوم اشتباه است الآن دیگر با این ... این درست میشود دیگر؟ این تشکیک در وجود بهحسب منشأ انتزاع که در خارج داریم در ناحیۀ مفهوم هم این تشکیک را میپذیریم؟
استاد: البته آقایان که این مطلب را قبول ندارند این عرض بنده است. اگر اینطور باشد بله، الآن که شما میگویید: اللهُ موجودٌ یک موجودیت بالصرافه از الله میفهمید، این چه ربطی به موجودیت لیوان دارد؟! چه ارتباطی بههم دارد؟!
تلمیذ: در زیدٌ موجودٌ ارتباط مفهومی بین موضوع و مفهوم هم برداشته میشود. یک اشاره فرمودید که دیگر برداشته میشود و با محمول در اینجا یکی میشود.
استاد: محمول با او یکی میشود. حالا این را در لابهلای مسئله گفتم و إنشاءالله جلسۀ بعد توضیح میدهم. بهاصطلاح یک مفهوم عام و اجمالی داریم که بین آن مفهوم عام و اجمالی با این زید اختلاف وجود دارد. یک موجودٌ که همان نفس هستی است. ببینید خدمتتان عرض کردم قبل از اینکه زید بهوجود بیاید یا اصلاً شما هیچ اطلاعی ندارید از اینکه اصلاً بهوجود آمده یا نیامده است. یک کسی میگوید: زیدٌ، وقتی که زیدٌ میگوید، آیا شما موجودٌ از آن میفهمید؟! موجودٌ نمیفهمید. از زید چه میفهمید؟! یک فردی از افراد این نوعیت خاص که دارای این خصوصیات خاص است از زیدٌ میفهمید. هنوز موجودٌ نگفتیم. یک وقتی میگوید که زیدٌ معدومٌ اصلاً بحث وجود نیست. یک وقتی میگوید که زیدٌ عالمٌ باز بحث وجود نیست. یک وقتی میگوید که زیدٌ قادرٌ باز بحث وجود نیست.
