
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
تحلیل تفاوتهای مفهومی و مصداقی در حمل وجود بر موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین مییابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثالهایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالبهای محدود، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید میآیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل میشود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آنهاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شدهاند.
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین مییابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثالهایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالبهای محدود، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید میآیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل میشود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آنهاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شدهاند.
ماهیت و نسبت آن با وجود در هستیشناسی
8غضب از روی تکلیف!
انسان باید از روی علت و عقل و تدبر غضب کند. بداند این غضبی که در اینجا میکند صحیح است یا صحیح نیست. انسان باید از روی تکلیف غضب کند والاّ اگر بدون تکلیف غضب بکند سرمایهاش ازبین رفته است و آن خصوصیات اخلاقی و ملکاتش را ازدست میدهد. انسان دارای شهوت است و ملائکه دارای شهوت نیستند و اصلاً نمیفهمند یعنی چه چون ندارند ولی انسان این را دارد و میفهمد. مثل بچۀ پنجساله که شهوت را نمیفهمد چون ندارد. حالا اینکه در کمونش هست بماند ولی اگر مدام به بچۀ پنجساله و هفتساله بگویید که عجب عروسی هست آنقدر عالی است! خوش به حال هر کسی که برای او وقتش هست. خلاصه خدا قسمت همه بکند آنقدر این عالی و خوب است! مدام میگوید که بله، اما خوشی او به این است که بیاید با بچهها در کوچه بازی کند یعنی عروسی را برای این میخواهد که بیاید و شیرینی بخورد و شلوغ بشود و با بچهها بازی بکند. ما کوچک بودیم وقتی که با پدرمان شبهای احیاء به مسجد میرفتیم میآمدیم در خیابان بازی میکردیم یعنی خوشمان میآمد که شب احیاء بلند شویم بیاییم برویم با بچهها در خیابان فوتبال بازی کنیم! این اصلاً نمیفهمد چون این معنا در کمون بچه وجود ندارد. ملائکه هم به همین کیفیت هستند.
خب این خصوصیتی که الآن هست موجب شده است که این وجود خارجی دارای یک اختلافی با وجود خارجی دیگر باشد. آن خصوصیت از کجا آمد و در این چندتا از مهرههایی که خدا قرار داد، اسم آن را ملک گذاشت؟! سهتا مهره اینجا قرار داد و اسم آن را جن گذاشت. پنجتا مهره اینجا قرار داد و اسم آن را ملک گذاشت و ششتا مهره قرار داد اسم آن را انسان گذاشت این مهرهها از کجا آمده است؟! صحبت ما این است که این از کجا آمده است؟! خود وجود آمده است! خود وجود است که از نقطهنظر مراتب اشتداد، ضعف، قوه، شدت، اوّلیت، اولویت، اقربیت و ابعدیت به این خصوصیات مختلف بدون نیاز به چیز دیگر خود را درمیآورد. این معنا که به این شکل خود را درمیآورد اسمش را ماهیت میگذاریم.
