
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
تبیین وحدت میان معلوم بالذات و عین خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت ارتباط میان وجود ذهنی و وجود خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که وجود ذهنی را صرفاً یک اضافه یا کیف نفسانی میدانند آغاز شده و با تبیین جایگاه خلاقیت نفس در ایجاد صور ذهنی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه وجود ذهنی از مرتبهای قویتر و مجردتر برخوردار است، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه انسان با وجود فاصله مادی، نسبت به اعیان خارجی معرفت پیدا میکند. ایشان با رد نظریه حجاب میان ذهن و خارج، بر این نکته تأکید میورزند که معرفت حاصل، ناشی از نوعی وحدت میان وجود مجرد ذهنی و وجود مادی خارجی است. در نهایت، این جلسه با تبیین این حقیقت که ماهیات همگی وجودات خاصه هستند و صور ذهنی، انعکاسی از فیوضات عالیه بر نفس میباشند، به پایان میرسد.
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
12تلمیذ: میبیند.
استاد: این یعنی وحدت، گرچه الآن نیست.
تلمیذ: پس وحدت با وجود خارجی، وجود خارجی فعلی نیست.
استاد: بله، وجود خارجی در هر مرتبه است؛ بیاید و برود، همۀ اینها طبق آن است. البته مطالب اشارهای شد منتها دقیقاً نه، از روی متن تطبیق کنیم، خیال میکنم مسئلهای نباشد.
وهمٌ و فهمٌ: و ما یقالُ إنّا نَتصوَرُ الماهیةَ معَ الذهولِ عن وجودِها إنّما هو بِالنسبةِ إلى الوجودِ الخارجی إذ لو نَذهَلُ عن وجودِها الذهنی لَم یَکن فی الذِّهنِ شیءٌ أصلاً.1
افتراق بین ماهیت و و جود
اشکالی که ممکن است پیدا شود این است که یکی بگوید: ممکن است بین وجود خارجی و ماهیت فرق باشد دلیلش این است که ما گاهی اوقات ماهیت را ادراک میکنیم ولی وجود ذهنی را ادراک نمیکنیم پس بین ماهیت و وجود فرق است، بین ماهیت و وجود چیست؟ افتراق است. لازم نیست که هرجا ماهیت باشد وجود باشد و هرجا وجود باشد ماهیت باشد، بحث در اتحاد خارجی بود و همان اتحاد خارجی در مورد ذهن هم صادق است. ماهیت با وجود ذهنی خودش یک عین خارجی است منتها عین خارجی دوتاست؛ یک عین خارجی است که دارای جسم و ماده و اینها است و یک عین خارجی، عین خارجی نفسی است که آنهم دارای ماهیت و وجود است. پس همانطوریکه ممکن است ماهیت را تصور کنیم ولی نسبت به وجود ذهنی ماهیت غافل باشیم، همینطور ممکن است که کسی بین ماهیت خارجی و وجود خارجی قائل به افتراق بشود.
إنّما هو بِالنسبةِ إلى الوجودِ الخارجی ... این نسبت به وجود خارجی است، نسبت به وجود خارجی ماهیت غفلت میکنیم اما نسبت به وجود ذهنی ماهیت که معنا ندارد غفلت کنیم! نفس تصور ماهیت در ذهن مساوی با شعور به وجود ذهنی ماهیت است، اینجا غفلت معنا ندارد. اگر از وجود ذهنی او غفلت کنیم پس اصلاً چطوری در ذهن آمد؟!
و لو سُلِّمَ ذهولُنا عَن وجودِها الذهنی معَ عدمِ الذهولِ عنها لا یَلزَمُ أیضاً أنَّها تکونُ غیرَ الوجودِ مطلقاً لِجوازِ أن تکونَ الماهیةُ وجوداً خاصاً یعرض لها الوجودُ فی الذهنِ بوجهٍ.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 247.
