
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
تبیین وحدت میان معلوم بالذات و عین خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت ارتباط میان وجود ذهنی و وجود خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که وجود ذهنی را صرفاً یک اضافه یا کیف نفسانی میدانند آغاز شده و با تبیین جایگاه خلاقیت نفس در ایجاد صور ذهنی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه وجود ذهنی از مرتبهای قویتر و مجردتر برخوردار است، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه انسان با وجود فاصله مادی، نسبت به اعیان خارجی معرفت پیدا میکند. ایشان با رد نظریه حجاب میان ذهن و خارج، بر این نکته تأکید میورزند که معرفت حاصل، ناشی از نوعی وحدت میان وجود مجرد ذهنی و وجود مادی خارجی است. در نهایت، این جلسه با تبیین این حقیقت که ماهیات همگی وجودات خاصه هستند و صور ذهنی، انعکاسی از فیوضات عالیه بر نفس میباشند، به پایان میرسد.
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
13حالا اگر یکی بگوید: وقتی که ماهیت را تصور میکنید دیگر وجودش را هم در ذهن نمیآورید بلکه فقط ماهیت را در ذهن میآوریم، وجودش خودش یواشکی میآید و بخواهید نخواهید [میآید] و تا نیاید که تصور نمیکنید! اگر تسلیم بشویم که ما از وجود ذهنی آن غفلت میکنیم، با عدم غفلت از ماهیت لازم نمیآید که ماهیت وجود نباشد چون ممکن است بگویم که ماهیت یک وجود خاص است که آن وجود ذهنی به یک نوع عارض به او میشود حالا کیفیتش در وجود ذهنی بماند.
و هو کونُها فی الذهنِ کما یعرضُ لَها فی الخارجِ و هو کونُها فی الخارجِ فَیحصل الذهولُ عن وجودِها فی الذهنِ و لا یحصلُ عنها.
نحوۀ تحققش در ذهن عبارت از عروض بر آن وجود خاص! آنوقت آن مطلبی که اینجا بهنظر میآید این است که مگر آن وجود خاص در ذهن نباید معروض باشد؟ معروض هم باید قبلاً وجود داشته باشد. بدون عروض وجود ذهنی این معروض از کجا آمده است؟ این مسئلهای است که به کلام ایشان اشکال وارد میشود. همانطوریکه این وجود در خارج به ماهیت عارض میشود. نحوۀ کون در خارج عبارت از عروض وجود بر این ماهیت است.
غفلت از وجود ماهیت در ذهن حاصل میشود ولی ماهیت از آن حاصل نمیشود یعنی از اینکه الآن وجود ذهنی به او خورده است غفلت میکنیم، از خود ماهیت غفلت نمیکنیم درحالیکه وجود ذهنی که الآن به این وجود خاص اضافه شده است، این موجب میشود که ما نسبت به کون در ذهن غفلت کنیم اما همین ماهیت و وجودی که به این ماهیت چسبیده است را در ذهن تصور میکنیم عبارت از همان وجود خاص این ماهیت است که دراینصورت بین ماهیت و وجود دیگر فاصله نیفتاده است. اگر مرحوم آخوند بگوید: مگر همان وجودی که الآن به ماهیت چسبیده است غیر از وجود ذهنی است؟! ما دوتا وجود که نداریم! ماهیتی داریم تنها، معرّای از وجود خارجی و وجود ذهنی که اگر این ماهیت در خارج باشد، وجود خارجی عارض میشود و اگر ماهیت در ذهن باشد وجود ذهنی عارض میشود پس وجود خاص و عروض وجود ذهنی بر او نمیتواند برای ما قابل پذیرش باشد.
