
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
تبیین وحدت میان معلوم بالذات و عین خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت ارتباط میان وجود ذهنی و وجود خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که وجود ذهنی را صرفاً یک اضافه یا کیف نفسانی میدانند آغاز شده و با تبیین جایگاه خلاقیت نفس در ایجاد صور ذهنی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه وجود ذهنی از مرتبهای قویتر و مجردتر برخوردار است، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه انسان با وجود فاصله مادی، نسبت به اعیان خارجی معرفت پیدا میکند. ایشان با رد نظریه حجاب میان ذهن و خارج، بر این نکته تأکید میورزند که معرفت حاصل، ناشی از نوعی وحدت میان وجود مجرد ذهنی و وجود مادی خارجی است. در نهایت، این جلسه با تبیین این حقیقت که ماهیات همگی وجودات خاصه هستند و صور ذهنی، انعکاسی از فیوضات عالیه بر نفس میباشند، به پایان میرسد.
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
7تلمیذ: این وحدتی که ایجاد میشود، این وحدت در خارج عارض و ایجاد میشود و در واقع دیگر وحدت بین وجود ذهنی و وجود خارجی ایجاد میشود، از اول که نبوده است! مثلاً زید بن ارقم را که میبینیم نمیشناسیم یعنی قبل از اینکه شما میگویید که معرفت پیدا میکنیم، این معرفت دوباره بهخاطر اعادۀ وجود ذهنی انجام نمیگیرد نهاینکه وحدتی ایجاد میشود. الآن که زید را میبینیم، اعادۀ آن صورت قبلی برای ما میشود نهاینکه اینجا یک وحدتی ایجاد میشود.
استاد: صورت قبلی اصلاً وجود ندارد.
تلمیذ: قبلاً که زید را دیدیم؟
استاد: قبلاً دیدید؟ آن صورتی ذهنی قبلاً بود.
تلمیذ: خب این صورت ذهنی وجود خارجی دارد.
استاد: الآن اینهایی که در این صحن هستند و میآیند، شما اطلاع دارید؟! نه، ندارید. وقتی که این در را باز کردید میبینید که یک نفر پشت در ایستاده است، به محض اطلاع یک صورتی از او در ذهن شما میآید، این صورتی که آمد آیا میتوانید بگویید که این شخص پشت در هست یا نمیتوانید بگویید؟! برای چه میتوانید بگویید؟! چرا؟!
تلمیذ: بهخاطر این نقش این وجود خارجی که در وجود ذهنی ما هست.
استاد: این وجود خارجی که سه متر با شما فاصله دارد!
تلمیذ: صورتش که در ذهن ما آمده است.
استاد: صورت به شما چه مربوط است؟! آن صورت برای خودش است و آن چیزی که شما در ذهن دارید هم برای خودتان است. شما اینجا نشستهاید و چهار متر هم با او فاصله دارید و او پشت در ایستاده است، شما به او نگاه کردید و یک صورتی در ذهن شما هست، این صورت در ذهن شما برای شماست و جسم خارجی هم برای او است پس چرا میگویید: او پشت در ایستاده است؟! چه قضیهای در اینجا انجام میشود که شما یک نوع ربط بین خودتان و او احساس میکنید و بهواسطۀ آن احساس بین خودتان و او تعلق میبینید؟! اگر نبینید که اصلاً هیچ نوع تعلقی نداریم.
