اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی و دیدگاه‌های موجودیت اشیاء

تحلیل نسبت میان ماهیت و حقیقت وجود در خارج

14٬074
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی کیفیت موجودیت اشیاء می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود یک شیء در خارج «موجود» تلقی شود و چه تفاوتی میان ماهیت و وجود در عوالم مختلف وجود دارد. در ادامه، دیدگاه‌های گوناگون از جمله نظریه اتحاد مفهوم وجود با ماهیت، قول اشعری‌ها مبنی بر عینیت وجود با ذات، و دیدگاه متکلمین و مشهور حکماء درباره عروض وجود بر ماهیت مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تفکیک میان ظرف ذهن و ظرف خارج، تبیین می‌کنند که چگونه وجود مطلق در نزول خود، ماهیات و حدود را ایجاد می‌کند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حقیقت وجود در واجب تعالی با وجودات ممکنات متفاوت است و تفاوت میان ماهیت و وجود، بیش از آنکه خارجی باشد، یک تمایز مفهومی در ظرف عقل است.

مبانی و دیدگاه‌های موجودیت اشیاء

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی کیفیت موجودیت اشیاء می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود یک شیء در خارج «موجود» تلقی شود و چه تفاوتی میان ماهیت و وجود در عوالم مختلف وجود دارد. در ادامه، دیدگاه‌های گوناگون از جمله نظریه اتحاد مفهوم وجود با ماهیت، قول اشعری‌ها مبنی بر عینیت وجود با ذات، و دیدگاه متکلمین و مشهور حکماء درباره عروض وجود بر ماهیت مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تفکیک میان ظرف ذهن و ظرف خارج، تبیین می‌کنند که چگونه وجود مطلق در نزول خود، ماهیات و حدود را ایجاد می‌کند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حقیقت وجود در واجب تعالی با وجودات ممکنات متفاوت است و تفاوت میان ماهیت و وجود، بیش از آنکه خارجی باشد، یک تمایز مفهومی در ظرف عقل است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی و دیدگاه‌های موجودیت اشیاء

11
  • وَ هوَ عندهُم مُخالفٌ ... این وجود پیش این آقایان، بالحقیقه مخالف با وجودات ممکنه است؛ یعنی از نقطه‌نظر حقیقت تفاوت دارد.

  • إن کانَ مُشارِکاً لَها فی کَونِهِ مَعروضاً لِلوجودِ المطلقِ و یُعَبِّرونَ عَنهُ بالوجودِ البَحتِ و الوجودِ بِشرطِ لا بِمَعنَى أنَّهُ لا یَقومُ بِالماهیَّةِ کَما فی وجودِ المُمکِناتِ و قالوا لَو کانَ الواجبُ ذا ماهیةٍ فَإمّا أن یَکونَ الواجِبُ هوَ المَجموعُ فلَزِم تَرکَّبُهُ و لَو عَقلاً أو یَکونَ أحَدُهما فَلَزِمَ احتیاجهُ ضَرورَةَ احتیاجِ الماهیةِ فی تَحَقُّقِها إلَى الوجودِ و احتیاجِ الوجودِ لِعُروضِهِ إلَى الماهیَّةِ وَلَو عَقلاً.

  • اگر این وجود با سایر وجودات خارجی مشارکت دارد در اینکه این وجود برای مفهوم وجود مطلق معروض می‌شود. همان‌طوری‌که مفهوم وجود مطلق بر ما عارض می‌شود، بر باری تعالی هم عارض می‌شود؛ می‌گوییم: اللهُ موجودٌ کما اینکه می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ یا عمروٌ موجودٌ. مفهوم وجود مطلق فقط همین می‌شود ولی از نقطه‌نظر حقیقت بین ما و وجود باری بَونٌ بعید! ما کجا و او کجا؟!

  • و یُعَبِّرونَ عَنهُ بالوجودِ البَحتِ ... از وجود باری به وجود بالصرافه و وجود بشرط‌لا یعنی وجود به شرط عدم ماهیت تعبیر می‌آورند؛ یعنی وجود باری قائم به ماهیت نیست! در وجود باری مانند وجود ممکنات ماهیت، کم، کیف، حد و قید معنا ندارد.

  • وَ قالوا لَو کانَ الواجبُ ... گفته‌اند که اگر واجب تعالی دارای ماهیت باشد، اگر واجب مجموع وجود و ماهیت است که ترکیب لازم می‌آید ولو عقلاً. اگر وجود یا ماهیت باشد، احتیاج یکی از آنها به دیگری لازم می‌آید.

  • ضَرورَةَ احتیاجِ الماهیةِ ... ماهیت در تحققش احتیاج به وجود دارد و وجود هم احتیاج به ماهیت دارد! وجود بدون ماهیت که در خارج نداریم! وجود بدون ماهیت، مربوط به باری تعالی است اما وجود خارجی برای تحدد، احتیاج به حد دارد و اگر احتیاج نداشته باشد مثل قضیۀ شیر بدون یال و دم و اشکُم می‌شود! یک شخص قزوینی رفت که [تصویر شیری را] خالکوبی کند، طرف گفت که از کجا شروع کنم؟! او گفت: از هر کجا که دوست داری. بعد گفت از دُم [شروع کن]. خلاصه شروع کرد و سوزن زد ـ گمان نمی‌کنم که قزوینی‌ها دُم دوست داشته باشند!! ـ و قضیه به آنجا رسید که او خواست برای این شیری بسازد که نه سر دارد، نه پا دارد، نه دست دارد و نه کوپال!1 این [قضیه] همان وجودی می‌شود که می‌خواهد تنازل کند منتها در این [تنازل]، نه حدی وجود دارد و در این تنازل خود، نه به‌صورت نوعیت، نه به‌صورت جنسیت، نه به‌صورت فصلیت، نه به‌صورت عرض تنازل می‌کند و نه هیچ! پس وجود همان بالا برای خودش هست، دیگر چرا تنازل می‌کند؟! پس «این‌همه عکس و می و نقش مخالف که نمود»2 به این علت است که به اینجا بیاید و به صور مختلف [بروز ظهور نماید] والاّ آن وجودی که بدون لون، کم، کیف، اعراض و آثار و لوازم وجوداتِ مقیدات خارجی است عبارت از همان وجود خاصی است که اختصاص به ذات پروردگار دارد.

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 79، بخش: کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه و پشیمان شدن به جهت زخم.
    2. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111:
      این‌همه عکس می و نقش مخالف که نمود***یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
/ 260