
تبیین کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه
بررسی تفاوت وجودات خاصه و جایگاه وجود مطلق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه مشاء و نقد آن میپردازند. بحث با بررسی نحوه عروض وجود بر ماهیت در ممکنات و تفاوت آن با ذات واجب آغاز میشود. در ادامه، این پرسش مطرح میگردد که اگر هر وجودی خاص است، چگونه میتوان وجود مطلق را بر آن حمل کرد و آیا این حمل مستلزم احتیاج وجود خاص به وجود مطلق است یا خیر. استاد با تحلیل دیدگاه مشائین و تبیین تکثر وجودات، به این نتیجه میرسند که تکثر موجودات نه از ناحیه ماهیات، بلکه از ناحیه خودِ نفسِ وجود است. در نهایت، با اشاره به مبانی عرفانی و نظریه صدرالمتألهین، تفاوت میان وجودات خاصه و وجود مطلق و نحوه سریان حقیقت الهی در مراتب کثرت با حفظ بساطت و صرافت ذات تبیین میشود تا روشن گردد که چگونه حقیقت واحد در عین کثرت، وحدت خود را حفظ میکند.
تبیین کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه مشاء و نقد آن میپردازند. بحث با بررسی نحوه عروض وجود بر ماهیت در ممکنات و تفاوت آن با ذات واجب آغاز میشود. در ادامه، این پرسش مطرح میگردد که اگر هر وجودی خاص است، چگونه میتوان وجود مطلق را بر آن حمل کرد و آیا این حمل مستلزم احتیاج وجود خاص به وجود مطلق است یا خیر. استاد با تحلیل دیدگاه مشائین و تبیین تکثر وجودات، به این نتیجه میرسند که تکثر موجودات نه از ناحیه ماهیات، بلکه از ناحیه خودِ نفسِ وجود است. در نهایت، با اشاره به مبانی عرفانی و نظریه صدرالمتألهین، تفاوت میان وجودات خاصه و وجود مطلق و نحوه سریان حقیقت الهی در مراتب کثرت با حفظ بساطت و صرافت ذات تبیین میشود تا روشن گردد که چگونه حقیقت واحد در عین کثرت، وحدت خود را حفظ میکند.
تبیین کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه
7لذا این تواضع موجب علّو اوست. تواضعی که در همۀ مراتب تا به ادنىٰ مراتب افقر الفقراء حکومت و دولتش برسد سریان و جریان دارد و در یک جا نمىایستد؛ مثلاً نسبت به امراء متواضع باشد چون مىخواهد آنها حرفش را گوش کنند و لشکرش را اینطرف و آنطرف بکشند، نسبت به سربازها همینطور چون آنها برایش جنگ مىکنند و شمشیر مىزنند [متواضع باشد] اما نسبت به زنى که مىخواهد به او اعتراض کند بگوید که «برو گم شو! تو چه کسى هستى که به من اعتراض مىکنى!» خیر! تواضع امیرالمؤمنین از مالک اشتر و دیگر امراء گرفته تا به کمترین فرد حکومتش از نقطهنظر شئون اجتماعى مىرسد. این نحو تواضع موجب موقعیت است اما نه اگر یک جا تواضع کنیم و جاى دیگر سیلى بزنیم یا مثلاً در برابر بعضى تواضع نموده و در برابر بعضى دیگر [خشونت به خرج بدهیم] این تواضع نیست.
تواضع قلابى!
شخصى پزشک بود تعریف مىکرد که فلانی خیلى آدم متواضعى بود، من به نزد او رفتم و از او سؤال و ایراد داشتم و او بسیار قشنگ به ایرادات من جواب داد. من به ایشان گفتم که بندۀ خدا چون شما پزشک بودى او اینطور رفتار کرده است والاّ اگر منِ طلبه بهجاى شما نزد او مىرفتم با یک لگد مرا از اطاقش بیرون مىانداخت اما با شما اینطور رفتار کرده چون درمقابل او یک پزشک قرار دارد. اگر مؤدب صحبت کند مىگویند که چه آدم خوب و متواضعى است اما اگر یک طلبه بخواهد برود و با او دودوتا چهارتا صحبت کند آنجاست که دیگر رگ أنانیت و نفسانیت طلوع کرده و اصلاً قبول نمىکند که شخصى در اینجا اعتراض کند آنوقت با فحش جواب مىدهد ما این مسئله را در همهجا بسیار دیده و مىبینیم که این را تواضع نمىگویند، این تواضع قلابى است، این تواضع براى موقعیت و بالا رفتن مسئله بهدرد مىخورد. ما باید خیلی متوجه باشیم و وضعیت نفسانى خود را تصحیح کنیم و آن حقیقت تواضع را در شرایطى که برایمان پیدا مىشود محک بزنیم و بینیم نسبت به این قضیه چقدر جلو هستیم و این قضیه آسان است و کاری ندارد.
