
ملاک موجودیت و تحقق اعیان در هستی
بررسی دیدگاههای فلسفی درباره کیفیت وجود و ظهور اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت و ملاک موجودیت اعیان در عالم هستی میپردازند. بحث با طرح سه دیدگاه کلان در باب حقیقت وجود آغاز میشود؛ دیدگاه نخست به اختلاف حقیقی در مراتب وجود اشاره دارد، دیدگاه دوم به اصالت ماهیت و اعتباری بودن وجود میپردازد و دیدگاه سوم که به ذوق متألهین منسوب است، بر وحدت شخصی وجود و انحصار آن در ذات پروردگار تأکید میورزد. در این میان، استاد با نقد دیدگاههای مخالف، به تحلیل دقیق معنای «الله نور السماوات و الارض» و تفاوت میان وجود استقلالی و ظهورات نوری میپردازند. ایشان با تفکیک میان «بود» و «نمود»، کیفیت تعلق ماهیات به مبدأ هستی را شرح داده و با نقد استدلالهای صاحب اشراق، تبیین میکنند که چگونه کثرات خارجی، ظهورات و اطوارِ همان حقیقت واحد هستند، بدون آنکه تعدد ظهورات، موجب تعدد در مظهر گردد.
ملاک موجودیت و تحقق اعیان در هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت و ملاک موجودیت اعیان در عالم هستی میپردازند. بحث با طرح سه دیدگاه کلان در باب حقیقت وجود آغاز میشود؛ دیدگاه نخست به اختلاف حقیقی در مراتب وجود اشاره دارد، دیدگاه دوم به اصالت ماهیت و اعتباری بودن وجود میپردازد و دیدگاه سوم که به ذوق متألهین منسوب است، بر وحدت شخصی وجود و انحصار آن در ذات پروردگار تأکید میورزد. در این میان، استاد با نقد دیدگاههای مخالف، به تحلیل دقیق معنای «الله نور السماوات و الارض» و تفاوت میان وجود استقلالی و ظهورات نوری میپردازند. ایشان با تفکیک میان «بود» و «نمود»، کیفیت تعلق ماهیات به مبدأ هستی را شرح داده و با نقد استدلالهای صاحب اشراق، تبیین میکنند که چگونه کثرات خارجی، ظهورات و اطوارِ همان حقیقت واحد هستند، بدون آنکه تعدد ظهورات، موجب تعدد در مظهر گردد.
ملاک موجودیت و تحقق اعیان در هستی
9خب ما اسم آن ظهورات را وجود بگذاریم، چه اشکال دارد؟ این الآن یک نحوهای از وجود است در عین اینکه ید، ید واحده است ولی این ید موجود است بهذا الوجود. بعد الآن دستم را باز میکنم این نوعٌ آخر میشود. باز ید، ید واحده است ولی موجودٌ بهذا الوجود. بعد انگشتانم را باز میکنم باز ید، ید واحده است ولی موجودٌ بنوعٍ آخر و هلمَّ جرّاً.
پس آن وجود مبدأ اول بنا بر این ذوق المتألهین تشخص خارجی را هم اختصاص به خودش داده است و حتی در تشخص خارج آن تشخص خارج، مبدأ اول میشود. وقتی که آن تشخص مبدأ اول شد، انواع تشخص مختلف است. این تنوع انواع موجب اختلاف حقیقی در تشخصات نیست و حقیقت اختصاص به او دارد. کیفیات اختصاص به ماهیات دارد و این معنای ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ است. در ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ تشخص اختصاص به آن تشخص واحد دارد و آن سماوات و ارض اطوار این تشخص هستند. این میشود حقیقت آنچه که ذوق المتألهین گفتند و اشکالی که مرحوم آخوند وارد میکنند که اشکالشان هم صحیح است یعنی نسبت به منتسب به این قول اشکال میکنند، نه به ذوق المتألهین.
وَ مِنهم مَن فَرَّقَ فَقالَ بِالاختلافِ بِالحقیقةِ حَیثُ یَکونُ بَینهُما مِن الاختلافِ ما بِالتشکیکِ کَوجودِ الواجبِ و وجودِ المُمکن.
و زَعمَت جَماعةٌ مِن الآخرین أنَّ الوجودَ أمرٌ عامٌ عقلیٌ انتزاعیٌ مِن المَعقولاتِ الثانیةِ و هوَ لَیسَ عَیناً لِشیءٍ مِن الموجوداتِ حَقیقة.1
بعضی از این آقایان قائل به فرق شدند و گفتند که حقیقت وجود، مختلف است. در خدا یک طور است که اصلاً نمیفهمیم و در ما هم یک طور است که میفهمیم. بین این دو واجب و ممکن اختلاف بالتشکیک مثل وجود واجب و ممکن است. بعضیها اینطور تصور کردهاند که وجود امر عام و عقلی و انتزاعی است و امر خارجی و تأصلی نیست، امر اعتباری است. این انتزاع از معقولات ثانیه است. این عینیت برای شیء ندارد و موجودات در حقیقت تأصلشان به ماهیت است نه به وجود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 250.
