اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات

14٬103
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

12
  • بیان مثال برای کیفیت تجلّی ذات

  • تلمیذ: تجلّی ذات چگونه است؟!

  • استاد: همان‌طوری‌که عرض شد تجلی ذات عبارت از همان نمود خود حقیقت ذات بدون هیچ‌گونه تعلقی است. ببینید یک وقت شما با شخصی می‌خواهید رفیق بشوید، نگاه می‌کنید می‌بینید از بعضی جهات آدم خوبی است مثلاً آدم با محبتی است خب مقدارش را می‌سنجید و ملاحظه می‌کنید و مقایسه می‌کنید. یک وقت با شخصی رفیق می‌شوید می‌بینید کارتان را راه می‌اندازد در اداره‌ای و فلان و می‌بینید یک روز این به‌درد می‌خورد. یک وقت با کسی رفیق می‌شوید می‌بینید علمش زیاد است می‌توانید استفاده کنید. مراتب مختلفۀ رفاقت براساس علل منبعثه و منتزعه و منشأیی که دارد تفاوت پیدا می‌کند. یک وقت با شخصی برخورد می‌کنید حالا نمی‌دانم این‌طور شده یا نه اما بالأخره تصورش را می‌شود کرد؛ فرض کنید می‌بینید این اصلاً نه مالی دارد که بخواهید به مالش توجه پیدا بکنید، نه علمی دارد که به‌واسطۀ علمش بخواهید توجه پیدا بکنید، نه جمالی دارد که به‌واسطۀ جمالش بخواهید به آن توجه پیدا کنید و نه موقعیتی دارد و ...، خلاصه هیچ مسئله‌ای ندارد؛ نه منصبی دارد، نه مالی دارد، نه جمالی دارد و نه علمی و هیچ جنبه ظاهر برای تمایل وجود ندارد اما از او خوشتان می‌آید یعنی نسبت به او احساس خوبی دارید. هیچ‌گونه وصفی در اینجا نیامده و دخالت در هیچ چیز نکرده است.

  • منشأ محبت خداوند به بندگان

  • خدا که ما را دوست دارد برای چه دوست دارد؟! خدا که به بندگانش محبت و لطف دارد به‌خاطر چه دارد؟! آیا به‌خاطر این به بندگانش لطف دارد که این بندگانش عالم هستند؟! علم را که او داده! آیا به‌خاطر این به بنده‌اش محبت دارد چون بنده‌اش بخشنده است؟! خب سخا و جود را که او داده! به حاتم طائی چه کسی جود و سخا داد؟! خدا داد، اگر خدا نمی‌داد او هم مثل بعضی از افراد دیگر بخیل و ممسک می‌شد. خدا به بندگانش رحمت و لطف دارد. تمام صفاتی را که شما درنظر بگیرید می‌بینید که تعلق خدا به بندگانش به‌خاطر این مسئله نیست بلکه اگر چیزی هست خودش بهانه است. می‌گوید که پول به فقیر بده تااینکه طول عمرت اضافه بشود. اینها همه بهانه است! می‌گوید که این کار را بکن من این کار را می‌کنم اما آن تعلقی که خدا به بندگانش دارد آن تعلق از روی صقع ذات است یعنی خود صقع ذات اقتضاء تعلق نسبت به بندگان را می‌کند، نه به ملاحظۀ اسمی و نه به ملاحظۀ صفتی چون اسم و صفت و رسم همه برگشتش به خود اوست.

/ 260