اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات

14٬103
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

8
  • این بیانی که ما برای تقریر جواب اول ایشان گفتیم در اینجا اشکال پیدا می‌کند، چرا؟ چون نفس همان مرتبۀ اشدیت و اتمیت اقتضاء اطلاق می‌کند و پایین‌تر از او که دیگر اقتضاء اطلاق نمی‌کند. اینجاست که اگر ایشان سایر جوانب را هم درنظر می‌گرفتند و منقح بیان می‌کردند مطلب ایشان جای داشت.

  • و أجابَ عنِ الثانی بِطریقین المنعِ و المعارضةِ أمّا الأولُ فَهو أنّا لا نُسلِّمُ أنَّه کانَ واجباً لِذاتِه بِمجردِ عدمِ مقارنَتِهِ لِماهیةٍ بل وجوبُه لأنَّه وجودٌ لا أتمَّ منه و مِن لوازمِ کونِه لا أتمَّ مُنه أن لا یکون مقارناً لِماهیةٍ فلو لا التفاوتَ فیما یقومُ بِنفسِه بِالتمامیةِ و النقصِ لَکان هذا السؤال متوجهاً.

  • از اشکال دوم به دو طریق جواب دادند؛ یکی طریق منع و دوم طریق نقض! ما قبول نمی‌کنیم که وجود واجب تعالی از این جهت واجب بالذات است که ماهیت ندارد. نه، ولو ماهیت داشت هم واجب بالذات بود ـ من‌باب‌مثال داریم می‌گوییم ـ وجود بالذات او به‌خاطر اتمیت آن است. البته در اینجا فرق نمی‌کند، این اتمیت اقتضاء عدم ماهیت می‌کند، ایشان نباید به این بیان و به این کیفیت بگویند ولی خب منظور ایشان همین است یعنی می‌خواهند بگویند که جنبۀ اتمیت موجب بالصرافه و اطلاق می‌شود و چیزی هم که بالصرافه و مطلق است او واجب بالذات است. وجوب باری تعالی از این جهت است که وجود اتم از او نیست. از لوازم اینکه آن وجود واجب اتم از او نیست این است که مقارن با ماهیت هم نباشد، اگر تفاوت به‌واسطۀ تمام و نقص نبود یعنی در آنچه که قائم به او است که وجود است و اگر مسئله مسئلۀ تشکیک نبود این سؤال متوجه [آن] بود که حالا که همۀ وجودات یکی هستند چرا یکی واجب بالذات شد و یکی ممکن شد؟! چون همه متواطی هستید، اگر همۀ وجودات در یک مرتبه بودند قائم بالذات بودند، وجودی هم که قائم بالذات است واجب بالذات است پس ما دیگر ممکن نداریم بنابراین همه واجب بالذات می‌شوند! از اول تا آخر همه واجب بالذات هستیم! این مسئله که موجب شده است ما از خجالت این طرح بیرون بیاییم این است که ما قائل به تفاوت در مراتب اصل وجود هستیم وقتی که اصل وجود مختلف شد، یکی حد می‌خورد و یکی حد نمی‌خورد و کفیٰ بِه فرقاً، آن واجب بالذات می‌شود و این واجب بالغیر می‌شود.

/