اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

تبیین وحدت وجود و زوال استقلال اشیاء در قیامت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت واحد وجود و کیفیت ظهور آن در صور و کثرات عالم می‌پردازند. بحث با تأکید بر بساطت و عدم انقسام حقیقت وجود آغاز شده و به این نکته می‌رسد که تمامی کمالات، اسماء و صفات، جلوه‌هایی از همان حقیقت واحد هستند. در ادامه، با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، چگونگی نفی غیریت و استقلال اشیاء در پرتو قهر الهی تشریح می‌شود. استاد با عبور از این مبانی، به تفاوت نگاه انسان قبل و بعد از شهود حقیقت وحدت وجود پرداخته و بیان می‌کنند که چگونه این نگرش، صبغۀ افعال و تکالیف انسان را تغییر می‌دهد. در نهایت، با بررسی کیفیت دخول خداوند در اشیاء بدون ممازجه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عالم، مظاهر و تسبیح‌گوی ذات اقدس الهی هستند و زوال تعینات در قیامت، به معنای ظهور وحدت و قهر الهی است.

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

7
  • معنای تسبیح در آیۀ ﴿وَإِن مِّن شَيءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمدِهِۦ﴾

  • مرحوم حاجی ـ خدا رحمتش کند ـ می‌فرمایند:

  • موسئی نیست که دعوی أنا الحق شنود***ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست1
  • در هر شجری این زمزمه هست. افاضه‌ای که خدا به حضرت موسی علیه‌السّلام کرده است این است که پرده را برداشته است. همین! در مقام ثبوت کاری نکرده است و فقط در مقام اثبات حرکت کرده است و پرده را برداشته است. آن‌وقت آن گوش این أنا الحق را شنید. اما برای ما پرده افتاده است و این أنا الحق را نمی‌شنویم والاّ این درخت‌های فیضیه همه دارند أنا الحق می‌گویند. آن درخت اکالیپتوس، آن درخت توت، درخت چنار، کاج و همه دارند أنا الحق می‌گویند منتها خدا باید به انسان توفیق بدهد که این أنا الحق را بشنود! ﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ﴾2 معنایش این است؛ ظهور اسماء کلیه در مظاهر که آن ظهور به عدد اسماء و صفات، تجلیات و تسبیح‌های مختلفه دارد براساس آن حقیقت اسمیه و آن وصفیه‌ای که الآن این تشکل خارجی را به‌وجود آورده است.

  • پس چیز مهمی نیست آقا! تمام عالم دارند می‌گویند: لا إله إلاّ الله خیلی چیز عادی است چون او دارد می‌گوید، اینها که نمی‌گویند! همۀ عالم دارند می‌گویند: سبحان الله این چیز مهمی نیست چون او دارد می‌گوید. همۀ عالم دارند می‌گویند: الحمد الله، لا إله إلاّ الله، الله اکبر و این چیزی نیست جز همان «داخلٌ فی الأشیاء لا بِالمُمازجة وَ خارجٌ عَن الأشیاء لا بِالمُزایلة» که معنا این است که او حد نمی‌پذیرد.

  • اینجا دیگر چه بگوییم؟! چیزی بلد نیستیم!

  • تلمیذ: افرادی که اعضاء بدنشان شهود می‌کند و دارد این را می‌گوید، این دلالتی بر اینکه نفس این تحول پیدا کرده است و از نفسانیات و إنیت بیرون آمده، نیست بلکه فقط یک کشفی است.

  • استاد: بله، آن مسئلۀ نفسانی یک مسئلۀ دیگر است و آن خیلی هنوز کار دارد. این فعلاً بالأخره پرده‌ای برداشته شده است.

    1. دیوان حکیم سبزواری، غزل 43.
    2. . سوره اسراء (17) آیه 44.
      ترجمه: «وهیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می‌گوید.» (محقق)