اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

تبیین وحدت وجود و زوال استقلال اشیاء در قیامت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت واحد وجود و کیفیت ظهور آن در صور و کثرات عالم می‌پردازند. بحث با تأکید بر بساطت و عدم انقسام حقیقت وجود آغاز شده و به این نکته می‌رسد که تمامی کمالات، اسماء و صفات، جلوه‌هایی از همان حقیقت واحد هستند. در ادامه، با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، چگونگی نفی غیریت و استقلال اشیاء در پرتو قهر الهی تشریح می‌شود. استاد با عبور از این مبانی، به تفاوت نگاه انسان قبل و بعد از شهود حقیقت وحدت وجود پرداخته و بیان می‌کنند که چگونه این نگرش، صبغۀ افعال و تکالیف انسان را تغییر می‌دهد. در نهایت، با بررسی کیفیت دخول خداوند در اشیاء بدون ممازجه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عالم، مظاهر و تسبیح‌گوی ذات اقدس الهی هستند و زوال تعینات در قیامت، به معنای ظهور وحدت و قهر الهی است.

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

9
  • فَهو الواجبُ الوجودُ الحق سبحانه و تعالى الثابتُ بِذاتِه المُثبِت لِغیرِه الموصوفُ بِالأسماءِ الإلهیةِ المنعوتُ بِالنعوتِ الربانیةِ المَدعوُ بِلسانِ الأنبیاءِ و الأولیاءِ الهادی خلقَه إلى ذاتِه‌ أخبرَ بِلسانِهم أنَّه بهویَّتِه معَ کلِّ شی‌ءٍ لا بِمداخلةِ و مزاولةِ و بِحقیقتِهِ غیرُ کلِّ شی‌ءٍ لا بِمزایلةِ و إیجاده للأشیاءِ اختفاؤه فیها معَ إظهارِه إیّاها.

  • پس او واجب الوجود و حق است و خودش به ذاتش ثبوت دارد و اثبات غیر را می‌کند. آن وجود، موصوف به اسماء الهیه و صفت‌های ربانیه است که به لسان انبیاء و اولیاء خلقش را به ذات خودش هدایت می‌کند. خداوند متعال به لسان آنها این‌چنین خودش را توصیف کرده است که با هویت و وجود خارجی خودش که همان هویتش است با هر چیزی است اما نه به معنای اینکه در او داخل شده و مزاوله و امتزاج پیدا کرده است و به حقیقت خودش آن حقیقت صقع ذات و هوهویت، آن عالم هو و عالم هوهویت که غیر از هر چیز است نه‌اینکه این غیر از اوست خودش را در این اشیاء مخفی نگه می‌دارد. شما خدا را نمی‌بینید ولی صور را می‌بینید. این معنای ایجاد است. وجود علت در معلول، شما در معلول علت را نمی‌بینید ولی علت در آن گوشه خوابیده است. شما آن باطن معلول را نگاه کنید می‌بینید در همان‌جا علت هست بااینکه او اشیاء را اظهار می‌کند.

  • و إعدامُه لَها فی القیامةِ الکبرىٰ ظهورُهُ بِوحدتِه و قهرِه إیّاها بإزالةِ تعیُّناتِها و سِماتِها و جعلها ...

  • در قیامت کبریٰ که اینها را اعدام می‌کند اینکه خدای متعال به وحدت خودش ظاهر می‌شود و اینها را مقهور خودش قرار می‌دهد و تعینات و و نشانه‌ها را از آنها می‌گیرد...

  • تلمیذ: این مسامحه نیست که در قیامت کبریٰ واقعاً ظاهر می‌شود یااینکه ربط می‌شود...

  • استاد: نه آن ربط موجب می‌شود که دیگر تعینی احساس نشود یعنی جهت تعین نه‌اینکه تعین نداشته باشند. اگر تعین نداشتند همه که به بهشت می‌رفتند! مثل اینکه شخصی در اینجا دارای قدرت و قوت و این چیزها هست بعد شما با یک حرکات و دارو و وسیله‌ای این را مسلوب الاختیار و مسلوب الاراده نگه دارید که هیچ در خودش احساس قدرت نمی‌کند. قدرت دارد نه‌اینکه ندارد. یک وقتی شما قدرت را از او می‌گیرید یعنی در واقع چوب می‌شود. نه، قدرت دارد ولی نمی‌تواند این قدرت را دیگر إعمال کند. در مسئلۀ قیامت همین است؛ تمام این تعینات و اینها همه هست نه‌اینکه نیست اما انسان می‌بیند این تعینات همه کشک بوده است یعنی ﴿فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ﴾1 در اینجا می‌آید والاّ اگر همۀ تعینات گرفته بشود چیز دیگری باقی نمی‌ماند درحالی‌که همۀ وجودات با آن اوصاف خودشان و همان ملکاتشان و مکتسبات خودشان حشر پیدا می‌کنند، نه‌اینکه همۀ مکتسبات و زوائد و اینها همه پخش می‌شود. اگر این‌طور باشد همه مجرد و همه پیغمبر می‌شوند دیگر خب این خیلی عالی است! خدا بیاید همۀ کفر، شرک، حسد و کینه را بگیرد پس برای چه دیگر [او را] جهنم ببرد؟! آدم از این بهتر که پیدا نمی‌شود!

    1. . سوره ق (50) آیه 22. مهرتابان، ص 359:
      «هر آینه حقّاً که تو از این امر در غفلت بودى، پس ما پرده را از تو برداشتیم و بنابراین چشم تو امروز تیزبین است».