اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

تبیین رابطه میان ذات حق و تعینات خارجی

14٬070
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات می‌پردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های محدودکننده در فهم توحید ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح می‌دهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی می‌یابد. در این مسیر، تمثیل‌های روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید می‌شود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین می‌شود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطراب‌های ذهنی و تخیلات بشری را می‌سوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان می‌آورد.

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات می‌پردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های محدودکننده در فهم توحید ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح می‌دهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی می‌یابد. در این مسیر، تمثیل‌های روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید می‌شود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین می‌شود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطراب‌های ذهنی و تخیلات بشری را می‌سوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان می‌آورد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

11
  • عدم وابستگی مکتب اولیاء به شخص

  • ما خودمان را جاى خدا گذاشته‌ایم و خدا را جاى خودمان گذاشته‌ایم، کارها خراب مى‌شود! [می‌گویند که] هر کسی دنبال ما نیاید بدبخت و بیچاره است! یعنی چه؟! من چه کسى هستم؟! بارها گفته‌ام. بله، بنده مى‌توانم بگویم: کسى که به مکتب مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بیاید رستگار است ولى نه‌اینکه دنبال من بیاید! نه باباجان، برو خودت مکتب آقا را پیدا کن و دنبالش برو و اصلاً صد سال هم ما را نبین! دنبال مکتب آقا باش ولیکن دنبال ما نباش، من هم فردى هستم مانند سایر افراد! دنبال مکتب ایشان باشم، رفتم [و اگر] نیستم کلاهم پس معرکه است! هیچ تفاوتى نسبت به این قضیه بین من و شما نیست! والله العظیم نیست! بالله و تالله و رب الکعبه! هرچه بخواهید بگویید. ولى می‌توانم بگویم که مکتب آقا حق است و این را نمى‌توانم کوتاه بیایم! مسئله این است. والاّ نه آقاجان این مسئله نیست! اصلاً و اصلاً و اصلاً والله و بالله خدا شاهد است تابه‌حال در مخیلۀ من خطور نکرده است و فعلاً هم نه و إن‌شاءالله بعداً هم نخواهد کرد که این مسلک فقط متعلق به من و مترتب به من و وابستۀ به من است! گفتم که والله العظیم تا‌به‌حال این قضیه به ذهن من خطور نکرده است! این حرف‌ها چیست؟! ما چه کسى هستیم؟! بابا هشت ما گروه هیجده ما و 98 ماست! این حرف‌ها چیست؟! جدى مى‌گویم ‌ها! احساس مى‌کنید که از روى تواضع نیست و واقعیت است. نیازی به تواضع نداریم، تواضع چی؟! همه‌اش کشک است! همین کله را آدم به کار بیندازد، همۀ اینها بیخود و کشک است!

  • ما به یکى از کشورهاى خارجى رفته بودیم و گفتند که فلان شخص آدم خوبى است، خیلى آدم خوبى است! این‌قدر متواضع است و فلان است و چه‌کار مى‌کند! شما اجازه مى‌دهید با شما یک ملاقاتى بکند؟ من اصلاً او را ندیده بودم و فقط از دور و چهل پنجاه مترى دیده بودم که رد شد. گفتم: این شخص با من ملاقات نمى‌کند. او هم اصلاً مرا ندیده بود. گفتند: نه، فلان است. گفتم که خب حالا به هم مى‌رسیم. من 38 روز در آنجا بودم و اینها چند مرتبه به او پیغام دادند و براى حدود پانزده یا شانزده روز حتى در آن ساختمانى بودم که او هم بود، یک مرتبه هم ملاقات نکرد! چرا؟! همین سرمان را پایین مى‌اندازیم [فکر می‌کنیم فقط این است]، نه باید ببینیم در [دلش] چه خبر است! در اینجا کار خراب است. مسئلۀ تواضع نیست، مسئلۀ واقعیت است چرا نگوییم؟! چرا واقعیت را نگوییم؟! چرا نگوییم این قضیه به ما مربوط نیست؟! چرا؟! خب آدم باید صادق باشد! [باید بگوید که] این قضیه هیچ ارتباطى به من ندارد. بنده خودم عمل کنم، به آن مقدارى که عمل مى‌کنم بهره بردم و اگر عمل نکنم بهره نمى‌برم! این یک مسئله‌اى است که خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم گفته‌اند و این قضیه تعارف ندارد! اگر غیر از این بود کلک بود! اگر غیر از این بود حقه‌بازى بود! چون حق است این‌طورى نیست! چون حق است نباید این‌طور باشد! خب روضه هم خواندیم!

/ 260