اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود

بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و اعتبارات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مباحث هستی‌شناختی پیرامون مفهوم «وجود» و «موجود» می‌پردازند. بحث با بررسی اختلافات حکما در امکان اطلاق «موجود» بر «وجود» آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که آیا وجود، حقیقتی واحد و مشکک است یا امری اعتباری. در ادامه، نسبت میان ماهیت و وجود خارجی مورد کنکاش قرار می‌گیرد تا روشن شود که افتراق میان این دو تنها حاصل تعمّل عقلی است و در واقعیت خارجی، ماهیت و وجود عین یکدیگرند. استاد با نقد دیدگاه‌های مختلف، بر این نکته تأکید می‌ورزند که اشتداد و ضعف در مراتب وجود، نه به ماده، بلکه به سعه وجودی و تجرد ملکوتی موجودات بازمی‌گردد. در نهایت، این جلسه با تبیین دقیق معنای اتحاد شیء با مفهوم مشتق و رد نظریات مبتنی بر انتزاعی بودن محض وجود، به پایان می‌رسد تا مخاطب به درکی روشن از جایگاه وجود در نظام هستی دست یابد.

تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود

9
  • مثلاً آقای ... وجود نیست، اینکه بنده دارم می‌بینم یک چشم است و یک ابروی بسیار زیبا و دلربا و یک سر و یک گردن و بقیه مسائلی که خب چندان اطلاعی نداریم!! ولی اسم هیچ‌کدام از اینها وجود نیست! اسم این دست و آن‌هم پا است، اسم آن‌هم شکم است، اسم آن‌هم سر است اما شما عضوی را به بنده نشان بدهید که اسمش وجود باشد! نه‌خیر، ما در اعضای ایشان چنین چیزی ندیدیم حالا آقایان حالا دارند یا ندارند نمی‌دانم! درست شد؟! اینها می‌گویند که مسئلۀ موجودٌ، ذاتٌ ثَبتَ لهُ الوجود نیست، همین‌قدر که این قابلیت دارد موجودیت را به خود بپذیرد؛ همین‌که شما نگاه می‌کنید، احساس می‌کنید که در خارج تعین دارد یعنی موجودٌ که اتحادش با مفهوم مشتق لازم است نه‌اینکه آن مبدأ در او لحاظ بشود لحاظ لازم نیست الآن هم با این ... که موجود است اتحاد دارد؛ چه اینکه زیدٌ بگوییم یا موجودٌ بگوییم هردو یکی است.

  • ولی ایشان می‌فرمایند که حق با اوّلی است که شبهه‌ای ندارد بالأخره این موجودٌ را که شما صدق می‌کنید یک لفظ است چرا به‌جای اینکه بگوییم: جناب آقای... موجودٌ نگفتیم؟! جناب آقای... حجرٌ؟! این موجودٌ که الآن شما برای ایشان آوردید بالأخره یک مبدأ می‌خواهد و این مبدأ در اینجا چیست؟! شکی هم نیست که موجودٌ اسم مفعول است خب اینجا یک واجب داریم، یک موجود داریم، یک موجِب داریم و یک موجَب داریم مسئلۀ اینها براساس اعتبارات تفاوت پیدا می‌کند. اینکه شما الآن «موجودٌ» را بر زید حمل کردید و به‌جای آن نگفتید: زیدٌ ماءٌ، زیدٌ ترابٌ، زیدٌ حجرٌ چه معنایی را شما در اینجا لحاظ کردید؟! آن معنا همان وجود است بنابراین شبهه‌ای نیست که مسئله در مورد وجود از این قبیل است.

  • تلمیذ: برای زیدٌ موجودٌ نمی‌توانیم اعتبار وجود ذهنی بکنیم؟!

  • استاد: بالأخره ذهن این اعتبار را از کجا آورد؟! تا یک چیزی در خارج نبیند که [اعتبار نمی‌کند]!