
مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی
تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامضترین و کلیدیترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» میپردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا صورتهای علمی که در ذهن نقش میبندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره میشود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبهای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور مییابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشتهای سطحی، تبیین میکنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حقتعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیقتر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آنها در نظام هستی است.
مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی
11(اثر فاعل و آثارى که بر آن مترتّب مىشود اوّلاً و بالذّات نحوى از انحاءِ وجود شىء است نه ماهیّتش، ماهیّت ثانیاً و بالعَرَض ایجاد مىشود) بهخاطر اینکه ماهیّت مستغنى از جعل و تحصیل و فعل و تکمیل است، نه اینکه ماهیّت، واجب است و فعلیّتش شدید است بلکه اینقدر ناقص و مخفى و ضعیف و بیچاره و بدبخت است که بهحساب نمىآید. یعنى اگر شما صرفِ نظر از وجود، ماهیّت را درنظر بگیرید ماهیّت، عدمِ محض است.
حالا بهجاى یک زید هزار زید در ذهن بیاورید ولی تا صغرى خانم و اصغر آقا با هم ازدواج نکنند این زیدهایى که در ذهن شما هستند وجود خارجى پیدا نمىکنند. حالا بنشینید و همینطور زید و عمرو و بکر و خالد و فلان تصوّر بکنید، چیزی در خارج درست نمىشود، این مسئله کار مىخواهد باید ازدواج بکنند! پس این تصوّرات مختلف موجب وجود خارجى آنها نخواهد شد، به قول مرحوم مولانا مىفرماید:
کی کند دانستن سرکه انگبین *** دفع صفرا ای نگار نازنین1 دانستن فایده ندارد بلکه عملکردن مهم است، دانستن نتیجهاى ندارد! هزارى هم ما بنشینیم و همینطور معنایى را در ذهن خودمان مرور بکنیم، مرتّب ماهیّت و وجود ذهنى را اضافه کردهایم امّا در اینجا خارج که انجام نمىشود.
متن مرحوم آخوند در مراتب متفاوته داشتن وجود
وَ الوُجودُ قَد مَرَّتِ الإشارَةُ إلى أنَّهُ مِمّا یَتَفاوَتُ شِدَّةً و ضَعفًا و کَمالاً و نَقصًا و کُلَّما کانَ الوُجودُ أقوىٰ و أکمَل کانَت الآثارُ المُرَتِّبَةُ عَلَیهِ أکثَرَ، إذ الوُجودُ بِذاتِهِ مَبدَأٌ لِلأثَرِ؛ فَقَد یَکونُ لِماهیَّةٍ واحِدَةٍ و مَفهومٍ واحِدٍ أنحاءٌ مِن الوُجودِ و الظُّهورِ و أطوارٌ مِن الکَونِ و الحُصولِ، بَعضُها أقوىٰ مِن بَعضٍ و یَتَرَتَّبُ على بَعضِها مِن الآثارِ و الخَواصِّ ما لا یَتَرَتَّبُ على غَیرِهِ؛2
«ولی وجود همانطور که قبلاً گذشت، از نقطۀنظر شدّت و ضعف و کمال و نقص داراى مراتب متفاوت است، (وجودات مجرّد شدّتشان بیشتر است و وجودات مادّی ضعف و نقصان مادّى دارند.) در هر کجا که وجود أقوى و أکمل است آثار مترتّبۀ بر آن هم بیشتر است، زیرا وجود بذاته مبدأ براى اثر است؛ پس گاهى اوقات براى یک ماهیّت و مفهوم واحد، انحاء مختلفهاى از وجود و ظهور است و اطوارى از کَون و حصول دارد که بعضی از آنها اقواى از بعضى است، و بر بعضى از اینها آثار و خواصى مترتّب میشود که بر بعضى دیگر مترتّب نمىشود. (یک ماهیّت، وجود مادّى دارد که جسم است، همان ماهیّت، وجود برزخى دارد، همان ماهیّت، وجود ملکوتى دارد و هلمّ جرّا. زید در مراتب مختلف، زید است؛ مرتبۀ مادّی آن همین است که دارید مىبینید، مرتبۀ برزخ دارد، ملکوت دارد تا آنجا که به جاهاى متفاوت برسد.)»
- . مثنوی طاقدیس، ملاّ احمد نراقی، بخش 160، فرق میان عقل و ادراک.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 263.
