
مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور
تبیین جایگاه نفس در خلق صور مجرد و مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی میپردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز میشود که در آن، جوهر واحد میتواند در نشئههای مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز میشود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح میدهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، میتواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان میرسد تا روشن شود چگونه نفس انسان میتواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.
مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور
5ما همه شیران ولی شیر عَلَم *** حملهشان از باد باشد دم بدم1 الآن آن صورتى که دارد بر پرده در مقابل مأمون حرکت مىکند به ارادۀ امام رضا علیهالسّلام است، آن احمق نمىفهمد که آن ارادهاى که دارد این صورت را به حرکت درمىآورد همان اراده این صورت را به عین خارجى درمىآورد! آن صورت با ارادۀ حضرت تبدیل به یک تعیّن مادّى و خارجى مىشود، در اینجا است که مادّه بهوجود مىآید. پس مراتب این صورت از نقطۀنظر شدّت و ضعف مشخّص مىشوند؛ که صورت ملکوتى، صورت شدید است و صورت مثالى پایینتر است و در نحوۀ آخر این صورت، صورت مادّى مىشود.
تبدیل مجرّد به مادّه و مادّه به مجرّد
این جناب اسد ترتیب این آقاى ساحر، کذّاب و معاند را داد و بعد حضرت دوباره اینها را به جنبۀ مثال خودشان برگرداند، مادّه را از اینها سلب کرد و این مادّه مُنمَحى در جنبۀ مثالى آنها شد.2 بالأخره این شیر سیصد کیلو وزنش بود و این هم که این کار را کرد هشتاد کیلو وزنش بود مىشود سیصد و هشتاد کیلو حالا بگوییم چهارصد کیلو؛ اگر شما کره زمین را آن وقت وزن مىکردید، این کره زمین یک میزانى به اضافۀ چهارصد کیلو شده بود، یعنی هر وزنی که کره زمین دارد الآن به اضافۀ چهارصد کیلو شده است. حالا بعد از اینکه آن صورت مَحو شد، آن چهارصد کیلو هم رفت و کره زمین بر همان وزن سابق خودش شد.
حالا آیا حضرت اینها را در جایى دفن کرد، یعنى منبابمثال از اینجا درآورده است و از دید مأمون کنار برده است و اعدامِ آن اسد را کردند و بعد در بیابان رهایش کردند؟ نه، کارى که امام علیهالسلام کردند این است که این صورت و جنبۀ ظاهرى را در جنبۀ تجرّدى اعدام و مَحو کردند، پس الآن آن اسد و شخص در عالَم برزخ وجود دارند. این مىشود برگشت صورت مادّه به صورت مجرّد، و اینجا است که تبدّل مجرّد به مادّه و مادّه به مجرّد دیگر روشن مىشود، که چطور هیچ اشکالى پیش نمىآید که یک مادّه به مجرّد تبدیل بشود یا مجرّد تبدیل به مادّه بشود.
- . مثنوی معنوی (میرخانی) دفتر اوّل، ص 17.
- . عیون اخبار الرّضا علیهالسّلام، ج 2، ص 167.
