
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
بررسی دیدگاه محیالدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محیالدین ابنعربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق میپردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز میشود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونههای تاریخی و روایی تشریح میگردد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق میشود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال میکند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی میماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیقتر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل میپردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف میکند.
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محیالدین ابنعربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق میپردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز میشود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونههای تاریخی و روایی تشریح میگردد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق میشود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال میکند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی میماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیقتر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل میپردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف میکند.
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
11همّت عارف یعنی همین احساس قدرت بر انجام کار بهواسطۀ علم حضورى
پس لازم نیست که این قدرتداشتن و نداشتن بهواسطۀ یک مصداق خارجى بروز و ظهور خارجى داشته باشد، قدرت داشتن حالتی است که نفس بهواسطۀ علم حضورى نسبت به ذات خودش آن را احساس مىکند، این نسبت به اشیاء خارجى است. عارف همین قدرت را نسبت به خَلق در وجود خودش مىبیند، آن چیزی را که ما نمىبینیم؛ یعنى الآن ما نسبت به خَلق این ظرفِ آب در خود قدرت نمىبینیم. بله، قدرت حمل این لیوان آب و شیشه از اینجا به اینجا را در وجود خودمان مىبینیم امّا قدرت بر خلق یک لیوان و ظرف آبى مانند این ظرفی که حالا در اینجا هست را در خودمان نمىبینیم، دقیقاً مانند شخصى که فلج شده است و هیچ توانی براى حرکتِ دست و عضلات در او وجود ندارد. شخص عارف این مسئله را در وجود خود مىبیند و دیدن این مسئله در وجود خود بهمعناى در جریان مشیّت و قضاى الهى قرارگرفتن و مصداق براى اسماء و صفات کلیّه به قدر ظرفیّت شدن است.
اینکه جناب محىالدّین رضوان الله علیه مىفرمایند که عارف به همّت خلق مىکند،1 همّت همین است که در ما است، همّت همین است که ما الآن با این قدرت این کارها را انجام مىدهیم منتها همّت ما به اندازۀ حرکتدادن یک لیوان آب از این طرف به آن طرف است ولی همّتى که عارف دارد خَلق این لیوان آب و خَلق این مایع است، خلق این مسئلهای است که وجود خارجى ندارد. و وقتى که اسماء و صفات کلیّه الهى در وجودِ عارف به این نحوه که خود را مشاهده مىکند که توان و قدرت انجام این عمل را دارد محقّق شدند ـ البتّه اگر بخواهد خود را مشاهده کند با این دیدى که ما الآن داریم تفاوت مىکند و به یک نحو دیگرى به خودش نگاه مىکند ـ وقتى خود را مشاهده مىکند که توان این مسئله را دارد این به همین معنا است که عارف در جریان نزولِ مشیّت الهى جزء سلسلۀ عِلَل قرار گرفته است، و وقتى عارف جزء سلسلۀ عِلَل قرار گرفت قطعاً آن امر در خارج محقّق خواهد شد، حالا آن سلسلۀ عِلَل بر حَسب مراتبى که دارد متفاوت است.
- . شرح فصوص، قیصرى، ص 631:
«بِالوَهمِ یَخلُقُ کُلُّ إنسانٍ فی قوَّةِ خیالِهِ ما لا وُجودَ لَهُ إلاّ فیها، و هذا هوَ الأمرُ العامُّ لِکُلِّ إنسانٍ. و العارِفُ یَخلُقُ بِهِمَّتِهِ ما یَکونُ لَهُ وُجودٌ مِن خارِجِ مَحلِّ الهِمَّةِ.»
- . شرح فصوص، قیصرى، ص 631:
