اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

تحلیل براهین فلسفی بر امکان علم به امور غیرموجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نخستین طریق از براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تحلیل این پرسش است که چگونه ذهن انسان می‌تواند به اموری که در خارج وجود ندارند یا حتی ممتنع هستند، علم پیدا کند. ایشان با تبیین این نکته که علم به معدوم مطلق ممتنع است، نتیجه می‌گیرند که برای تحقق این علم، باید صورتی از آن در ذهن موجود باشد که متمایز از سایر معدومات است. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه علم اجمالی و تفصیلی در علم الهی، به تبیین ماهیت اعتباری زمان و نسبت آن با استمرار وجود مادی پرداخته می‌شود. این بحث با نقد دیدگاه‌های مادی درباره تجزیه‌پذیری ماده و تبیین دیدگاه فلسفی در باب جوهر فرد و تقسیم‌پذیری نامتناهی ماده به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای درک دقیق‌تر نحوه حضور صور علمی در ذهن فراهم آید.

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

3
  • توضیح علم حضوری به تمام اشیاء

  • الآن ما وجود خود را در این زمان به علم حضورى احساس مى‌کنیم و همین‌طور وجود اطرافیان خود را هم در این زمان به علم حضورى احساس مى‌کنیم، نه به علم حصولى؛ یعنى انسان با نفس بودنِ در این زمان یک احساس حضور را مى‌کند نسبت به هر چیزی که در این زمان و در این لحظه واقع شده است و در لحظه و لحظات بعد واقع مى‌شود، یعنی انسان یک احساسِ حضور می‌کند با تمام موجواتى که در نفسِ این زمان هستند. اگر انسان یک‌مقدار دقّت بکند این حضور را احساس مى‌کند، گرچه این حضور ممکن است حضور اجمالى باشد و تفصیلى نباشد؛ من من‌باب‌مثال نمى‌دانم الآن پشت این دیوار چه خبر است، یا در پشت این مدرسه چه خبر است، چه شخصى هست و چه شخصى نیست! آنچه را که ما مى‌دانیم فقط نسبت به افرادى است که در اینجا حضور دارند، امّا نسبت به افراد دیگر در خارج از اینجا اطّلاع نداریم.

  • ولى وقتى که به خودمان مراجعه مى‌کنیم، آن مادّه و کَونى را که در همان لحظۀ وجودِ ما وجود دارد، ولو در اعماق اقیانوس‌ها باشد یا در افلاک و کواکب باشد، در وجود خودمان یک احساس همبستگى بین خود و بین آنها به‌واسطۀ وجودِ تدریجىّ الحصولِ زمانیّات مى‌کنیم. پس این احساس به‌خاطر همین نقصان ما نسبت به این وجودات است و الاّ اگر ما این نقصان را برطرف بکنیم و بر زمان فائق بیاییم دیگر با همۀ اشیاء علم حضورى پیدا مى‌کنیم، علم حضورى که در علم عنائى حق، در ازل وجود داشته است و در ابد هم به همان کیفیّت وجود دارد. روى این جهت با صرفِ نظر از ابداعیّات که وجود آنها احتیاج به زمان ندارد وجود تمام اشیائی که وجودشان احتیاج به زمان دارد عبارت از وجود خارجى و مادّى آنها در بستر زمان است. امّا براى فردى که مافوق زمان قرار گرفته است، نفس همین وجود چون لا یتغیّر و لا یتبدّل است به علم حضورى قرار دارد و خودش بر همۀ این مسائل اشراف دارد.