
تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی
بررسی تطبیقی نسبت میان مرآتیت و تشخص در ادراکات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی میپردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز میشود. استاد با نقد این دیدگاه و بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، استدلال میکنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که میتواند همزمان دارای تشخص و جنبه حکایتگری باشد، به تبیین این حقیقت میپردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، میتواند مرآت و حکایتگر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه میرسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نهتنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.
تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی میپردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز میشود. استاد با نقد این دیدگاه و بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، استدلال میکنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که میتواند همزمان دارای تشخص و جنبه حکایتگری باشد، به تبیین این حقیقت میپردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، میتواند مرآت و حکایتگر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه میرسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نهتنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.
تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی
10میرزا حبیبالله در بحث مقدّمۀ واجب چهار ماه بحث مىکرد که آیا مقدِّمه بالکسر درست است یا مقدَّمه بالفتح؟ آقا شوخى نیست چهار ماه بحث مىکرد که مقدِّمه واجب درست است یا مقدَّمه واجب؟ براى خودش دیگر اعجوبهاى بود، تقریراتى دارد در بحث ارث و مقدّمه واجب. آن موقع من آنها را مىخواندم و واقعاً خیلى مرد موشکاف بودهاند. و مطالعه تقریرات ایشان از نقطۀنظر تفرّع فروع براى مجتهد خیلى لازم است. اینها چند نفر هستند، یکى ایشان خوب بود و از میرزاى قمى هم غفلت نکنید، جامع الشتات میرزاى قمى از این نقطۀنظر براى استنباط خیلى مهم است، فکر را خیلى باز مىکند، و آن تشقیق شقوق براى مجتهد خیلى کارساز است، مرحوم آقا هم توصیه مىکردند.
لزوم تشخیص اعتباریّات از واقعیّات
واقعاً اینها عبرت است! زندگی اینها که به جنبۀ استقلالى به این مسائل نگاه مىکردند عبرت است، خدا هم اینطورى و به این کیفیّت نشان میدهد. میرزا حبیبالله با مرحوم میرزا حسن درافتاد؛ اوّل اینها با هم خوب بودند ولى بالأخره دیگر یک چیزهایى هست و او هم رفت در آنجا و بعد هم در همانجا مرحوم میرزا از دنیا رفت ولى میرزا حبیبالله باز هم عمر کرد و عمرش هنوز ادامه داشت ولى دیگر خدا به همین قضیّه مبتلایش کرد که واقعاً عجیب بود، اینها کار خدا است.
مرحوم وحید بهبانى هم همینطور شده بود، در اواخر عمر دچار فراموشى شده بود و رفت بالاى منبر و گفت: من در استنباط احکام دچار خطا و نسیان هستم، از این به بعد به شاگردم سید مهدى بحرالعلوم مراجعه بشود چون من دیگر نمىتوانم!
بله اینها همه به خاطر این است که متوجّه بشویم این مسائل دست ما نیست، استنباط و فلان و من که هستم! اینها همه از جانب خدا است که مىدهد و بعد هم مىگیرد و انسان دستش همینطور خالى مىماند. پس خوب است که انسان زودتر اعتراف بکند و بار خودش را سبک بکند و نفس خودش را نسبت به واقعیّات آماده بکند، بارش را سنگین نکند و نگذارد تا اینکه کار به آنجا برسد که این قضایا بخواهد با اعمال شاقّه براى انسان روشن بشود. خود انسان اعتباریّات را از واقعیّات تشخیص بدهد و مجاز را از حقیقت بازشناسد، این خیلى مسئله مهمّی است، اینها واقعاً براى انسان عبرت است.
